داشتند . . . بر گرد اين مناقبيان حلقههايى از شيعه و گاه مردم ديگر تشكيل مىشد . . .
علماء سنّت و مؤلّفان آن قوم ، از اين كار شيعيان سخت ناخشنود بودند و مىگفتند :
« رافضيان اين همه مناقبها بدان خوانند تا عوام النّاس و كودكان ديگر طوايف را از راه ببرند و فرا نمايند كه آنچه على كرده ، مقدور هيچ آدمى نيست و صحابه همه دشمن على بودند » و مخصوصا از اين كه اين منقبتها ، در تركان اثر بليغ داشته ناراحت بودند . گاه رفتار متعصّبان قوم با اين مناقبيان بسيار شديد و وحشيانه بود ، چنان كه دختر ملكشاه ، زن اصفهبد على ، زبان يكى از آنان را بريد . نسبت به فضائليان يعنى فضائل خوانان صحابه هم ، شيعه ، همين عمل متقابل را روا مىداشتند و اگر دستشان مىرسيد از كشتن و پاره پاره كردن آنان ابا نمىكردند .
( كتاب النّقض ، ص 78 )
تظاهر شيعيان
. . . شيعه به تظاهرات خود ، در اين دوره بيش از آنچه در عهد آل بويه شروع كرده بودند ، اشتغال داشتند . چنان كه در روز عاشورا . . . مصيبت شهداء كربلا را تازه مىنمودند ، و بر منبرها ذكر مصائب اهل بيت مىكردند و علما ، سر ، برهنه مىساختند و عوام ، جامه چاك مىزدند ، و زنان مويهكنان ، روى مىخراشيدند ، و بعضى از علماى اهل سنّت به پيروى از اعتقاد امام شافعى و امام ابو حنيفه ، در اين امر با آنان همراه مىشدند و حتى در بلادى مانند همدان كه شيعه در آنجا بسيار نبودند ، علماى شيعه اين امر را مجرى مىداشتند و در مراسم خود بر معاويه و يزيد و قتلهء اهل بيت لعنت و نفرين مىكردند ، بعضى از علماى اهل سنّت هم بر مقتل حسين بن على ( ع ) ، مقتل عثمان را مىافزودند و بر قتلهء او هم لعنت مىفرستادند ، مگر در آن نواحى كه خوارج و مشبّهه غلبه داشتند ، كه خلاف ساير نواحى بر على و حسين ( ع ) لعنت مىكردند . ( كتاب النّقض ص 402 - 406 و 445 )
ساختن مراثى اهل بيت و همچنين سرودن قصايد و اشعار در مناقب آنان ، از امور عادّى شعراى شيعى اين زمان بوده است . سنايى شاعر بزرگ . . . بر دوستان معاويه و مدافعان او طعنه زده و گفته است :
دوستار پسر هند مگر نشنيدى * كه ازو و سه كَسِ او به پيمبر چه رسيد ؟ !