كه مردم بر من نماز نگزار . » ابو العلا با صراحت تمام ، مردم روى زمين را به دو گروه تقسيم مىكند ، يكى آنان كه عقل دارند و دين ندارند ، دوّم گروهى كه دين دارند و از عقل بىبهرهاند . » « 1 »
ولى اين آزادىهاى نسبى ريشهء اجتماعى و فرهنگى نداشت و محصول رشد جامعه نبود به همين علت دوام نمىيافت و مدّتى بعد جمود و تعصّب جاى آن را مىگرفت .
از آنچه در صفحات قبل ديديم ، به اين نتيجه مىرسيم كه در عهد سامانيان نسبت به شيعيان و اسماعيليان ، روش خشونتآميزى اعمال نمىشد ولى از دورهء سلطان محمود غزنوى به بعد سياست حكومتهاى ايران دگرگون گرديد .
مخصوصا از عهد سلاجقهء بزرگ تا پايان زمامدارى نظام الملك ، سياستمداران از هرگونه تضييق و فشارى نسبت به شيعيان و فرقهء اسماعيليه فروگذار نمىكردند .
تركان سلجوقى سياست تقويّت آل عبّاس را پيش گرفتند و با تمام قوا ، عالم تسنّن و حكومت محتضر عبّاسى را از مرگ رهايى بخشيدند . شيعيان و رافضيان در اين دوران ياراى تظاهر به دين و ورود در خدمات عمومى نداشتند ؛ نظام الملك مىگويد : « در روزگار محمود و مسعود ، و طغرل و الب ارسلان انار اللّه برهانهم ، هيچ گبرى و ترسايى و رافضيئى را ياراى آن نبود كه به صحرا توانستى آمد ( يعنى نمىتوانستند تظاهر و اظهار وجود كنند ) يا پيش بزرگى شدى . كدخدايان تركان و دبيران خراسان حنفى مذهب يا شفعوى پاكيزه باشند ، دبيران و عاملان بدمذهب عراق ، به خويشتن راه ندادندى و تركان هرگز روا نداشتندى كه ايشان را شغل فرمايند و گفتند كه ايشان ، هممذهب ديلمانند و هواخواه ايشان . » « 2 »
سياست مذهبى الب ارسلان
الب ارسلان پس از آنكه يكى از دهخدايان شيعىمذهب را با ضرب و شتم از درگاه خود بيرون راند ، خطاب به عمّال و لشكريان خود چنين گفت : « . . . من نه يكبار و دوبار بلكه صدبار با شما گفتم كه شما لشكر خراسان و ماوراء النّهريد و
هامش
( 1 ) . عمر فروخ ، عقايد فلسفى ابو العلاء ، ترجمه حسين خديو جم ، ص 69 و 143 و 168 .
( 2 ) . سياستنامه ، از صفحهء 199 به بعد .