اختلافات مذهبى و مشاجرات مربوط به عقايد ، تا چه حدّ ممكن بود دستاويز جار و جنجالهاى سياسى شود .
قضيه اين بود كه مقارن اين اوقات ، در هرات واعظى به منبر سخنهايى گفت كه بوى فلسفه مىداد ، شيخ الاسلام خواجه عبد اللّه انصارى با وى درافتاد ، اهل هرات را بر ضدّ وى تحريك كرد و عوام شهر ، خانهء وى را آتش زدند . واعظ به پوشنگ نزديك هرات گريخت و رجّالهء هرات در دنبال او به پوشنگ ريختند و فتنه بزرگ شد . خواجه ( نظام الملك ) براى فرونشاندن فتنه حكم كرد شيخ الاسلام هرات را توقيف كنند و او را از هرات تبعيد نمايند تا فتنه بيارامد . ليكن بعدها با وجود ناخرسندىهايى كه از انصارى داشت ، او را به لشگرگاه خواند و تكريمش كرد و حتّى از وى درخواست وعظ كرد . نصيحتنامهيى كه در بين آثار انصارى ازين وعظ باقى است ، اگر هم از تصرفات و دستكارىهاى بعد خالى نباشد ، علاقهء نظام الملك را به اين گونه سخنان ، نشان مىدهد . در عينحال اين خشونت خواجهء توسى در حقّ پير هرات نشان مىدهد كه با وجود محبّت به صوفيّه و عالمان دين ، علاقه به نظم و عدالت ، وى را از هيچگونه اقدام خشونتآميز جهت اعادهء امنيّت مانع نمىآمده است . اگر مجلس او براى مناظرات شديد اهل عقايد آمادگى داشت ، وى به هيچ وجه اجازه نمىداد اينگونه مشاجرات منتهى به اختلال در نظم و عدالت شود . . . » « 1 » .
جنگهاى شيعه و سنّى با يكديگر
جلال همائى ، در غزّالىنامه مىنويسد : « . . . اختلاف فرق اسلامى با يكديگر در سدهء پنجم هجرى كاملا بروز كرد ، و كار مشاجرات به دستهبندىها و زد و خوردهاى خونين پيوست . مذهب تشيّع كه اساسش بعد از رحلت حضرت رسول ( ص ) بنياد گشته و در عهد دولت آل بويه علانية رايج شده بود ، در بغداد و ايران و غيره پيروان بسيار و تشكيلات مخصوص داشت در اين دوره شيعه و سنى مخالفتهاى خود را با يكديگر سخت بروز دادند و چند مرتبه ميان آنها جنگهاى بزرگ در بغداد ، و ديگر شهرهاى اسلامى برپا شد و جمع بسيار كشته شدند .
هامش
( 1 ) . دكتر زرينكوب ، فرار از مدرسه ، از انتشارات انجمن آثار ملّى ، درباره زندگى و انديشهء ابو حامد غزّالى ، ص 60 به بعد .