تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
و هشتاد و اند مسلمان و حاجى و غير حاجى را شهيد كردند ، و چون آن ، چندبار در هرسال مىكردند راه‌ها مخوف مىبود و مسلمانان به جان و مال در خطر بودند . . . » . ( كتاب النّقض ، ص 367 ) .

نمونه‌يى چند از تحديد عقايد و افكار

تعصّبات مذهبى در اين دوره منحصر به بحث‌ها و مشاجرات فقها ، يا جنگ و خونريزى دسته‌هاى مختلف نبود ؛ بلكه به صورت‌هاى گوناگون در تاريخ اواخر قرن پنجم و ششم و اوايل قرن هفتم ملاحظه مىشود . بين سنّيان بر سر ترجيح مذهب حنفى و شافعى ، يا بر سر بحث در جبر و اختيار و يا دربارهء رؤيت و نفى رؤيت ، و يا در ترجيح مذهب اشعرى و معتزلى . . . بحث‌هاى طولانى و سخت ، كه غالبا به تشكيل مجالس و تأليف كتب منجر مىگرديده ، يا به گرفتن خط و اقرار به ترك عقيده و قبول عقيدهء ديگر مىانجاميده ، و گاه به كشتن و مثله كردن و كندن زبان و نظاير آن فجايع پايان مىيافته است . . . در اصفهان به عهد محمود و مسعود سلجوقى « مشبّهه » را آزارها دادند و در رى « اصحاب ابو حنيفه را به محفل پادشاهان حاضر كردند به كرات كه به ديدار خداى تعالى بگويند و بنويسند كه قرآن ، قديم است ؛ و ايشان امتناع كردند . چون شيخ ابو الفتح نصرآبادى و خواجه محمّد حدّاد حنفى و غير ايشان . . . » ( كتاب النّقض ، ص 52 ) « و در وقت ما . . . هيچ ماه نباشد كه گروه گروه مجبّران در طبرستان و مازندران در پيش تخت شاه مازندران نيارند و الزام نكنند كه ايمان بياورند و دست از مجبرى بدارند و بر آن مصادره دهند بسيار ، تا از مذهب جبر باز گردند . . . » ( كتاب النّقض ، ص 52 ) . . . . از اشارات تاريخى چنين مستفاد مىشود كه . . . عدّه‌يى از امرا كه تحت تأثير القائات ائمّهء اعتزال قرار گرفته بودند ، به شدّت شروع به مبارزه با مجبّره و مشبّهه و اشاعره كردند ، و در قزوين و رى و اصفهان و بغداد و ديگر بلادى كه تحت سيطرهء آنان بود ، بر علماء و فقهاى مخالف خود فشارهاى سخت وارد آوردند و آنان را به جبر و شكنجه وادار به ترك عقايد خود كردند و اقرار كتبى از آنان گرفتند ، و بعضى از عوام را كه در طرفدارى از عقايد ائمّهء خود و مخالفت با توحيد و اعتزال تعصّب مىورزيدند كشتند ، و از شورشى كه در ميان خلق پديد آمده بود به تهديد ممانعت
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 238 | مرتضى راوندى