زيارت قبور بزرگان
غير از آنچه گذشت ، آل بويه براى نخستينبار به زيارت كربلا و نجف رفتند . در سال 366 عزّ الدّوله به معيّت عدهيى براى زيارت قبر امام حسين راه كربلا پيش گرفت و جسد پدرش معزّ الدّوله را به مقابر قريش حمل و دفن كرد ؛ بعد از او عدّهيى از سران دولت آل بويه از اين روش پيروى كردند . ناگفته نگذاريم كه از آغاز فعّاليّت مذهبى آل بويه عدّهيى از بزرگان اهل تسنّن ، زبان به اعتراض گشودند و موضوع عزادارى عاشورا و زيارت قبور ائمّه و مراسم غدير خم ، جملگى را بدعتها و رسوم نوينى شمردند كه به دست آل بويه در عالم اسلام راه يافته است . در سال 232 هجرى ، يكى از بزرگان حنبلى به نام « بربهارى » شروع به مخالفت با شيعه كرد و نسبتهايى به آنان داد ، مخصوصا به زيارت رفتن شيعه را سخت انكار كرد . از اين بابت در آن سال فتنهها برخاست ، سرانجام خليفه الرّاضى باللّه دستور تفرقهء اتباع بربهارى و حنبلىها را صادر كرد . . . « 1 » .
فقدان آزادى عقيدهء سياسى
در دورهء قرون وسطا نهتنها عامّهء مردم در ابراز عقايد و افكار اجتماعى و مذهبى آزادى نداشتند ، بلكه عقايد شخصى خود را نيز در مورد شخصيّتهاى سياسى و اجتماعى نمىتوانستند آزادانه اعلام نمايند . صابى وزير عضد الدّوله يك بار به گناهى زندانى شد ولى با پايمردى و شفاعت جمعى از حبس رهايى يافت به شرط آن كه كتابى در تاريخ آل بويه و مخصوصا پيشرفتهاى زمان عضد الدّوله بنويسد .
داستان صابى اين بود كه : « او به نوشتن كتابى درين موضوع موسوم به « التّاجى » مشغول شد ، وقتى سخنچينان به عضد الدّوله خبر بردند كه يكى از دوستان صابى بر او وارد شده و از او پرسيده است چه مىنويسى ؟ و او گفته است « دروغى چند بههم مىبافم ! عضد الدّوله از اين سخن در خشم شد و فرمود تا صابى را در زير پاى پيلان اندازند ولى به شفاعت و عجز و لابهء چند تن از رجال از خون او درگذشت ، ليكن اموال او را مصادره و خود او را حبس كرد و او چند سال در حبس بماند و در
هامش
( 1 ) . تلخيص از كتاب شاهنشاهى عضد الدّوله ، تأليف على اصغر فقيهى ، از صفحهء 117 تا 125 .