تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
يونان ، دست به پايه‌گذارى تمدّن و فرهنگى زد ، كه مىتوان گفت در دورهء خود يكى از تمدّن‌هاى پيشرو و روشن بود ، اين كه علم يونانى چگونه به دست عرب‌ها افتاد ، خود از داستان‌هاى دلكش تاريخ علم است ؛ محققى به نام كارادوو « 1 » مىگويد : عربها از سريانىها علم يونانى را فراگرفتند ؛ توضيح آنكه پيش از تسلّط اعراب ، طايفهء « آرامى » كه از نژاد سامى بودند و به زبان سريانى تكلّم مىكردند ، با گذشت زمان ، دست به گنجينه‌هاى علمى يونان بردند و با ترجمه‌هاى سريانى اين گنجينهء معارف بشرى ، شروع به نشر آن در بين همسايگان خود كرده بودند و به اين ترتيب عرب‌ها معرفت يونانى را اوّل بار از برادران آرامى خود فرا گرفتند ؛ شهر اورفه ( ادس سابق ) از مدّت‌ها قبل ، مركز مدنيّت سريانى بود و مدرسه مشهورى داشت . از اواسط قرن دوّم ميلادى يعنى تقريبا پنج قرن پيش از هجرت بنيان‌گذار نهضت اسلامى ، دين مسيحى به سرزمين آرامى راه يافت و كتاب مقدّس از روى متن عبرى و ترجمهء يونانى به زبان سريانى برگردانده شد ، كليسا و دير مسيحى بين قوم آرامى جاى خود را باز كرد ؛ آرامىها در حدود قرن سوّم ، كليساى خود را تابع كليساى يونانى كردند و ارتباط عميق ديگرى بين آنها و يونانىها برقرار شد و مرتّبا طلّاب مسيحى آرامى به « اورفه » مىرفتند و در مدرسهء آنجا به تحصيل مىپرداختند . در اين مدرسه ، علاوه بر آنها مسيحيان بين النّهرين و ايران نيز كسب دانش مىكردند و به آتش قيل و قال‌هاى علمى دامن مىزدند . اين مدرسه كه به « مدرسهء ايرانىها » موسوم بود ، يكى از بزرگترين مراكز علمى عهد قديم است و در دورهء خود خدمات شايانى به بسط فرهنگ يونانى در شرق كرده است . اينكه چرا نام آن « مدرسهء ايرانىها » بوده است ، هنوز به طور دقيق معلوم نشده است ؛ شايد كثرت طلّاب ايرانى ، يا بودن آن در قلمرو پادشاهى ايرانيان موجب اين تسميه باشد . در اواخر قرن پنجم ميلادى ، مذهب نسطورى در اين مدرسه شايع گشت ، بر اثر اين شيوع زنون « 2 » به سال 489 ميلادى آن را بست ، در نتيجه اهل تحقيق و دانش‌پژوهان متفرّق شدند . ناچار عاشقان علم بار سفر بستند و با مهاجرت آنان ، دو مدرسهء « نصيبين » و « جندى شاپور » تأسيس گرديد . انوشيروان به سال 530 مدرسهء
هامش
( 1 ) .Cara de voux .( 2 ) .Zenon .