تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
نمود و خداى واحد ، يعنى خداى ابراهيم را پرستيد و در يكى از قصايد خود گفت :
و ايّاك لا تجعل مع اللّه غيره * فانّ سبيلى الرّشد اصبح باديا
يعنى : زنهار ! ديگرى را با خدا شريك قرار مده ، چه راه رستگارى آشكار شده است . چنان كه در اخبار و احاديث آمده است : « در روز عيدى كه مردم در نحله اجتماع كرده بودند ، چهارتن يعنى زيد بن عمرو ، عثمان بن حويرث ، عبيد اللّه بن جحش و ورقة بن نوفل ، از آن ميان به گوشه‌يى رفتند و با يكديگر گفتند : « بدانيد ! به خدا ، اين مردم ، از همه جا بىخبر و گمراهند ، اين سنگ چيست كه ما بر آن طواف مىبريم ، نه مىبيند و نه مىشنود ، نه نفع مىدهد و نه ضرر مىرساند ، خون قربانى از روى او جارى مىشود ؛ برويد دينى جز اين براى خودتان پيدا كنيد » . 2 - نابغهء جعدى ، از شعراى معروف عرب در جاهليّت و اسلام از ميگسارى و بت‌پرستى دورى گزيد و در اشعار دوران جاهليّت خود ، از توحيد و بعثت و جزا و بهشت و دوزخ سخن گفت و در يكى از قصايد جاهلى سرود :
فلا لغو و لا تأثيم فيها * و ما فاهوا به لهم مقيم
در بهشت نه لغو است و نه گناه و آنچه سخن مىگويند و بدان تفوّه كنند ، برايشان پايدار است . 3 - اميّة بن ابى الصّلت ثقفى ، از شعراى دوران جاهليّت كه به مذاهب توحيدى آشنايى داشت ، ميگسارى را تحريم كرد و از حساب و عقاب سخن گفت و دربارهء ارزش و اعتبار بت‌ها اظهار ترديد نمود و بر آن بود كه قبل از محمّد ( ص ) اعلام نبوّت كند . در يكى از قصايد او آمده است :
لك الحمد و النّعماء ربّنا * و لا شئى اعلى منك جدّا و امجد
اى پروردگار ما ! ستايش و بخشش و احسان مخصوص توست . چيزى در عظمت و عزت از تو بالاتر نيست و در قصيدهء ديگرى گفت :
وقف النّاس للحساب جميعا * فشقىّ معذّب و سعيد
مردم همه براى حساب ايستاده‌اند هم شقّى معذّب است ، و هم سعيد . چون اين اشعار كه مبشّر ايمان به خدا و روز حساب بود بر محمّد ( ص ) خواندند ،