تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
در صدر اسلام خط و كتابت معمول نبود ؛ جانشينان حضرت رسول و سران عالم اسلام حتّى المقدور با نوشتن مخالفت مىكردند ؛ با اين حال اشخاصى مانند ابو هريره و عبد اللّه ابن عمرو الزّهرى و حسن بصرى همواره در طى قرون اوّل هجرى ، يادداشت‌هايى برمىداشتند ، و در بعضى موارد دستور مىدادند كه يادداشتها را پس از مرگ آنان بسوزانند ، زيرا اين يادداشت‌ها فقط براى كمك به حافظه بوده است ، و آنچه اين دانشمندان مىدانستند شفاها به ديگران انتقال مىدادند . در واقع تا اوايل قرن دوّم هجرى با تحرير احاديث مخالفت شديدى وجود داشت .

رشد فرهنگ و تمدّن اسلامى

پس از آنكه دايرهء نفوذ سياسى اعراب در اثر جنگها و كشورگشايىها وسعت يافت ، زمامداران اسلامى به مسئلهء فقر فرهنگى خود ، و ناآشنايى به مبانى سياست و مملكت‌دارى پى بردند . به قول استاد فقيد على اكبر دهخدا : « در دويست سال اوّل حكومت ، با شمشير ، به تمدّن‌ها تاختند و با ازدياد وسعت زمين‌هاى مفتوح ، بر خود باليدند و جز قرائت قرآن و صداى اذان ، چيز ديگرى از مدارس و مساجد آنها برنخاست . دورهء شمشير ، كه در اين امپراتورى مانند همهء امپراتورىها مستعجل بود به دورهء فراغ و نيام كردن شمشير رسيد ؛ از جانب ديگر مغلوبان نيز به زبان اسلام آشنا شدند و شروع به سئوال و جواب كردند ، بحثهاى منطقى و استدلالى ، جاى كشتار و قتل و غارت را گرفت . دستگاه خلافت ، در مقابل اين سئوالات ، خود را يكباره دست تهى و ( صفر الكفّ ) و پياده يافت و نتوانست با نداى « حسبنا كتاب اللّه » « 1 » كار كند و سنگ تكفير نيز به كار نيامد ، در نتيجهء تسلّط بر ديگر اقوام ، عرب بر سر دوراهى قرار گرفت ، كه يك راه به سقوط و انهدام امپراتورى عرب مىكشيد و ديگر راه به غنى كردن و از فقر بيرون آوردن آن مىانجاميد . دربار عبّاسى خوشبختانه اين بار ، كج‌سليقگى نكرد و با انتخاب راه دوّم به نداى تاريخ و نياز زمان جواب مثبت داد و امپراتورى خود را از فقر فرهنگى رهايى بخشيد ، و با راه يافتن به گنجينه‌هاى علمى
هامش
( 1 ) . كتاب خدا ما را بس است ؛ عبارت معروف عمر بن خطّاب .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 20 | مرتضى راوندى