ادامه يافت . در اين دوران بازار مراكز علمى و دار الفنونها و شعب علوم بشرى گرم شد و مورد توجه و اقبال دانشپژوهان آن روزگار قرار گرفت . از اين دوره خاورشناسى مورد عنايت پژوهندگان غرب واقع شد ؛ دانشپژوهان تنها به ترجمه بسنده نكردند ، بلكه دين اسلام و تمدّن مسلمين و زبان عرب سخت مورد مطالعه و نقد علمى قرار گرفت ، دهها تن از محققان انگليسى ، فرانسوى ، آلمانى و جز اينها در راه مطالعه در فرهنگ و تمدن اعراب و جهان اسلامى ساليان دراز صرف وقت كردند كه از آن ميان سر ويليام موير « 1 » ، اشپرنگر « 2 » ، نولدكه « 3 » ، گولدزيهر « 4 » و دهها تن ديگر آثار گرانقدرى از خود بيادگار گذاشتهاند . در بين اين خاورشناسان عدهاى بناى كار خود را به انتقاد و عيبجويى و بيان نارسايىهاى اسلام گذاشتهاند ، عدّهيى ديگر روشى اعتدالى پيش گرفتهاند و تعصّب ضد اسلامى ندارند ، گروه سوّم با نظر تحسين به اسلام و مسلمانى نگريستهاند . « 5 » و ما در اين كتاب نمونهيى چند از نظريّات و داورىهاى آنان را نقل خواهيم كرد .
هامش
( 1 ) .S . V . Muir .( 2 ) .Sprenger .( 3 ) .Noeldecke .( 4 ) .Goldziher .( 5 ) . على اكبر دهخدا ، لغتنامه ، زير نظر دكتر محمّد معين ، شمارهء مسلسل 55 ، حرف ( خ ) ، صفحهء 320 به بعد .