فرو رفته بود . اسكولاستيك و جمود فكرى بر ديرها و مغزها پنجه مىزد و نيروى تعصّب عجيب كليساى كاتوليك ، افكار نو را در نطفگى خفه مىكرد ، اگر كار مسلمين غير عرب نبود ، بىشكّ علم يونان چون چراغ بىروغنى فرو مىمرد .
خوشبختانه ايرانيان و ديگر ملل خاورميانه يعنى سكنهء شام ، بين النهّرين ، سوريّه ، لبنان و جز اينها با حفظ و تنقيح آن علوم ، روغنى تازه به اين چراغ كهن ريختند و آن شعله را تا زمان مترجمين غير عرب ، فروزان نگاه داشتند . بايد توجه داشت كه اروپا از قرن پنجم هجرى ( يعنى از قرن يازدهم ميلادى ) برغم تلاش سران كليساى كاتوليك ، متوجه ضعف و سستى علوم كليسا شد و در جريان جنگهاى صليبى و آمد و رفتهاى بازرگانى و اقتصادى ، غرب با منابع فرهنگى و دانش مسلمانان آشنا گرديد و متوجه شد كه با ترجمهء آثار علمى مسلمين مىتواند درين تاريكى مظلم قرون وسطائى چراغى فراراه خود برافروزد ؛ از اين تاريخ ، نخستين تحقيقات خاورشناسى پايه گرفت . نخستين مترجم آثار عرب قسطنطين افريقائى بود كه در قرطاجنه به دنيا آمد و در سال 840 هجرى بدرود زندگى گفت ؛ او آثار محمّد بن زكّرياى رازى و على بن عبّاس مجوسى و عدهيى از كتب طبّى عرب را به زبان لاتينى برگرداند . غير از او « جرارد » « 1 » از اهالى كرمونا « 2 » ( متوّفى به سال 583 هجرى ) بهترين سالهاى عمر 73 ساله خود را صرف ترجمهء آثار كندى ، خوارزمى ، فارابى ، زهراوى و قانون بو على سينا و كتب رازى به زبان لاتينى نمود . كار اينان به حدّى در تحوّل فرهنگى اروپا مؤثّر افتاد كه از نيمهء دوّم قرن پنجم تا اوايل قرن هشتم هجرى قمرى بازار ترجمه از عربى به لاتينى چنان گرم شد ، كه مىتوان گفت كه كتابى نبود كه از عربى به لاتينى برگردانيده نشده باشد ؛ مترجمان ؛ هم كارهاى عربى شدهء يونانى را ترجمه كردند و هم كارها و آثار خود مسلمانها را . ما امروز به كتب لاتينى از آن دوران برمىخوريم كه متن عربى آن در دست نيست ، ولى متن لاتينى آن موجود است ؛ چون كتاب « الاسطرلاب و العمل بها » از ماشا اللّه منجّم معروف عهد منصور عباسى كه اصل عربى آن موجود نيست ولى ترجمهء لاتينى آن موجود است و در قرن شانزدهم مكرّر چاپ شده است . اين ترجمهها تا نهضت رنسانس در اروپا
هامش
( 1 ) .Gerard .( 2 ) .Cremona