تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
« ترانه‌هاى خيّام » خود به پيوند انديشه‌هاى خيام با چارواك توجّه داشته است ، وى از كتاب دبستان مذاهب نظريات چارواك را نقل مىكند : عقيدهء چارواك آن است كه : « چون صانع پديدار نيست و ادراك بشرى به اثبات آن محيط نيارد شد ، ما را چرا بندگى امرى مظنون و موهوم يابل معدوم بايد كرد . . . عقل ، نقد را به نسيه ندهد ، آن‌چه ظاهر نيست باور كردن آن را نشايد . . . بعد از تخريب كاخ تن ، عروجى بربرين وطن ناز و نعم ، و يا نزول به نار و جحيم نخواهد بود . . . » در فلسفهء خيّام دو نوع پرخاش را از هم بايد تميز داد ، پرخاش عليه نظام موجود اجتماع و معتقدات خرافى ، و پرخاش عليه سرنوشت طبيعى انسان ، عليه طبيعت ، اعتراض بر مرگ ، اعتراض بر طبيعت سپرى و فناپذير انسان . . . بين افكار خيّام و سيسرون خطيب و فيلسوف رومى در زمينهء مرگ شباهت‌هايى وجود دارد . . . در پايان كلام بايد گفت كه شكّاكيّت و لذّت‌پرستى خيّام براى دوران خود يا براى دوران خواجه شمس الدّين حافظ شيرازى ، كه يكى از داهىترين مروّجين بسيارى از انديشه‌هاى خيّام بود ، بىشك يك فلسفهء معترض و يك جريان مترقّى بود ، ولى در عصر ما تكرار اين نظريّات و تعلّق بدان‌ها يك اقدام قهقرائى است ، بشر امروز مىداند كه به كمك يك جامعهء مقرون به عدالت و مجهّز به عالىترين تكنيك و عالىترين دموكراسى مىتواند خوشبختى واقعى انسانى را تامين كند ، و مىداند كه او قادر خواهد شد به نيروى مخرّب مرگ غلبه كرده ، عمر بسيار طولانى براى انسان فراهم كند . اين چنين جامعه‌يى كاملا واقعى است و زمينهء عظيم اجتماعى ، فكرى ، علمى و فنّى آن تماما وجود دارد ؛ و طى نيمهء اوّل قرن بيستم اين زمينهء شگرف پديده شده و استحكام يافته است . خيّام عصر ما ، كسى است كه به اين فلسفهء مثبت و سرزنده بپيوندد و در راه آن بكوشد و الّا اگر در مواضع خواجه و عمر خيّام قرار گيرد قرن‌ها به عقب رفته و خود را در گرداب انحطاط و نوميدى غرقه ساخته است . . . « 1 » .
هامش
( 1 ) . با استفاده از ويژگىها و دگرگونىها ، اثر احسان طبرى ، ص 212 به بعد ( به اختصار ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 224 | مرتضى راوندى