تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
ما جارى بود و مثلى نيز به‌وجود آورده نقل مىكنيم ؛ در كرمان مثلى است معروف كه مىگويد « فلان از ضرب « بگلر » يا حسين مىگويد » ، يعنى از روى عقيدهء باطن سخن نمىگويد و بر اثر فشار مىگويد ؛ منشاء اين مثل چنين است كه در روزگار گذشته « بگلر » نامى در كرمان مىزيست كه در ايّام عاشورا و عزادارى حسينى ، زردشتيان آن شهر را به زور و تهديد و ارعاب گرد مىآورد و پشت سر دسته‌هاى سينه‌زنى مىانداخت كه « يا حسين » بگويند ، يكى از ايشان پيشاپيش هم‌كيشان خود قرار مىگرفت و آهسته زير لب مىگفت « از ضرب بگلر » و سپس « يا حسين » بلندى مىكشيد و ديگر زردشتيان هم مىگفتند « ما همه همينا مىگيم ! » اكنون منشاء اين مثل فراموش شده ، ولى مثل در افواه مردم آن سامان باقى مانده است ؛ مانند بسيارى مثلهاى ديگر . اين داستان نمونهء گويايى است از تقيّهء اقليّت در برابر متعصّبان نادان كه به كيش و طريقت و مسلك خويش به جاى سود ، زيان مىرسانند . سنّيان حنفى و حتّى خوارج نيز تقيّه را مجاز مىدانسته‌اند . . . » « 1 » . به طور كلّى در رژيم‌هاى استبدادى و در جوامعى كه تعصّب و جمود حكومت مىكند ، مردم در ابراز عقيدهء سياسى و مذهبى خود آزاد نيستند . چنان كه به تفصيل گفتيم پس از آن كه شيعيان در برابر اهل سنّت و جماعت قرار گرفتند ، براى حفظ جان و مال خود ، راه تقيّه را برگزيدند تا جايى كه بعضى از پيشوايان عالم تشيع گفتند : « التّقية دينى و دين ابائى و من تركها قبل خروج قائمنا فليس منّا . » [ يعنى : كتمان عقيده و پنهان داشتن دين حقيقى شيوهء من و نياكان من است و هركه پيش از خروج مهدى قايم اين شيوه را ترك گويد از ما شيعيان نيست . ] و براساس اين فكر ، جمعى قدم فراتر گذاشته گفتند : « الضّرورات تبيح المحظورات » يعنى ، دست يازيدن به كار ناروا و ناصحيح به هنگام ضرورت و نياز ، اشكال و ايرادى ندارد .

عوارض گوناگون تكفير

اسناد كفر و زندقه به يك مسلمان عواقب و آثار شومى در پى داشت « زيرا كافرى كه كفرش ثابت شود ، طرد و رانده خواهد شد ، حقّ تجارت ، كسب و بازرگانى با
هامش
( 1 ) . حسن صبّاح ، كريم كشاورز ، تلخيص از صفحهء 18 تا 22 .