كه نوشتههاى ابن تيميّه را با شور فراوان بررسى نمود و جنبشى مذهبى در همميهنانش برانگيخت . اين جنبش خونين منجر به تشكيل دولتى شد كه هنوز در سياست شبه جزيرهء عربستان عاملى نيرومند به شمار است . وهّابىها حتّى دود تنباكو و قهوهنوشى را چون نمىتوان براى حلال بودنشان سنّتى از صحابه پيدا كرد ، منع مىكنند و تاكنون در سرزمين وهّابىها به عنوان گناه كبير حرام مىباشد .
وهّابىها به مسجدهايى كه سنّى و شيعه ، بسيار تقديس مىكردند ، تاخته ويرانشان مىكردند ، زيرا كه آنها را بدترين شكل شرك و بتپرستى مىشمردند . آنان پرستش ضريحها و احترام زياد به مقابر بزرگان دين را عملى حرام مىشمردند ، زيرا اين كارها در صدر اسلام معمول نبود . به طور كلّى وهابيان طرفدار دين اسلام به صورتى هستند كه پيغمبر و يارانش نهاده بودند ؛ امّا در عمل ، سنّيان آنان را خارجى و انشعابى و منحرف مىشمارند و آنان را دشمن اجماع مىدانند زيرا آنچه اجماع با گذشت قرنها پذيرفته و سنّت ساخته ، پذيرفتنى و قابل اجراست .
به اين ترتيب مىتوان گفت كه وهابيان گروهى هستند كه از دايرهء اسلام سنّتى بيرون شده و بدان راه مىروند كه خوارج در دوران نخستين اسلام رفتند . » « 1 »
فرقهء وهابيّه علاوه بر آنچه گفتيم ، تشييع جنازه ، سوگوارى براى اموات و استمداد از ارواح پيغمبران و ائمّه و غيره را عملى خرافى و حرام مىشمارند و مىگويند آنان در دنيا و آخرت كوچكترين تأثيرى در احوال مردم ندارند . اين جماعت از القاب و احتراماتى كه براى پيغمبر و ائمّه قائلند ، بيزارى مىجويند و اين اعمال را حرام مىدانند . به پا كردن بنا و دستگاه ضريح را براى قبور مقدّسه در حكم بتپرستى دانسته به تخريب و انهدام آنها فتوى مىدهند . بىشك يكى از دلايل مبارزهء وهّابىها با زائرين بيت اللّه الحرام بر همين منطق استوار است .
تقيّه و كتمان عقيده ، وسيلهيى بود براى دفع خطر
شيعه ، تقيّه را براى رسول ( ص ) و امام ( ع ) جايز و براى مؤمنين نيز در بعضى موارد واجب مىشمارند ، ولى اشاعره آن را در مورد رسول ( ص ) و امام جائز
هامش
( 1 ) . مأخوذ از ترجمهء فارسى درسها . . . پيشين .