وسعت نظر بعضى از خداوندان تصوف
مبارزه با تعصّب و جمود
ابن عربى مىگويد : خود را يكسره پاىبند عقيدهء معيّنى مكن تا ديگران را تكفير كنى ! اين جملهء پرمغز ابن عربى اعلام جنگ صريحى است عليه جمود و تعصّب و خودبينى ؛ اين فيلسوف روشنضمير مىگويد : « آنها كه خدا را در آفتاب مىپرستند ، آفتابى را مىبينند ، و آنها كه در جانورى مىپرستندش جانورى را ، و آنها كه در سنگ مىپرستندش سنگى را ، و آنها كه او را به عنوان وجود صمدانى ، كه هيچچيز همانند او نيست ، مىپرستند ( مختارند ) . . . خود را يكسره پاىبند عقيدهء معيّنى مكن تا ديگران را تكفير كنى ، كه چون پاىبند عقيدهء مشخصى شدى ، خير كثيرى را از دست دادهاى . . . خدا در هر زمان و مكان موجود است و بر هرچيز قادر ، چنين خدايى را يك عقيدهء واحد محدود نخواهد كرد . » « 1 »
از اين روست كه جلال الدّين رومى گويد :
در بتكده تا خيال معشوقهء ماست * رفتن به طواف كعبه در عين خطاست
گر كعبه از او بوى ندارد كنش است * با بوى وصال او ، كنش كعبهء ماست
غولد محقّق مجارستانى مىنويسد : « صوفيّه هرچند خود را طرفدار دين اسلام نشان مىدهند ، ولى اغلب در اين تمايل مشتركند كه خواهان محو همهء مرزهايى هستند كه اديان و عقايد را از هم جدا مىكنند ، آنها مىگويند هريك از اين اديان و عقايد در ذات خود داراى ارزش و اهميّت است . ابن تيميّه مىگويد پارهاى از
هامش
( 1 ) . الصّوفيه فى الاسلام ، ص 86 .