روزى به امير گفت : اين قدريان تو را امير و سلطان نمىدانند ولى اهل سنّت و جماعت تو را امير و سلطان مىدانند ، سلطان پرسيد : اين چگونه باشد ؟ آموزگار گفت : فردا تو را معلوم خواهد شد . او اهل سنّت و جماعت را در دار الخلافه گرد آورد و امير را پس پرده نشانيد و سپس به آنان گفت : اگر امير زنا كند و به مردم ستم نمايد و باده نوشد و غلام بارگى كند ، با علم به اين كه اين امور حرام است ، آيا از مقام خود منعزل مىگردد ؟ آنان گفتند : نه ، بلكه بر اوست كه بر اين گناهان توبه كند ؛ سپس پيشوايان قدريّه و معتزله را خواند و به آنان گفت : يكى از امرا اموال مردم را به ستم گرفته و زنا كرده و خم نوشيده و غلام بارگى كرده ، آيا منعزل مىگردد ؟ آنان همگى گفتند كه منعزل مىگردد ؛ سپس او روى به امير كرده گفت : اينان تو را معزول مىدانند و از امارت تو را اخراج مىكنند ، زيرا تو اين قبايح را انجام مىدهى . » ( به زودى ، اصول ، ص 191 ) « 1 » . ناگفته نماند كه در عصر حاضر نيز امام خمينى رهبر شيعيان ، در غالب سخنرانيها و آثار متنوّع خود از جمله در كتاب ولايت فقيه به مقام والاى روحانيون اصيل و پاكدامن اشاره مىكند و با استناد به جامع الاخبار از قول رسول اكرم مىنويسد كه در روز حساب من به علما و روحانيونى كه مجرى حق و عدالت بودند افتخار مىكنم « 2 » . »
پس از حكومت سلجوقيان ، خوارزمشاهيان به قدرت رسيدند ، آخرين شهرياران اين سلسله از كفايت و كاردانى بهرهء كافى نداشتند ، چنان كه سلطان محمد خوارزمشاه در نتيجه بىكفايتى و سوء تدبير موجبات حمله خانمانبرانداز مغول را به ايران فراهم كرد .
هامش
( 1 ) . دكتر مهدى محقّق ، بيست گفتار در مباحث علمى . . . ، پيشين ، ص 9 به بعد .
( 2 ) . ولايت فقيه ، حكومت اسلامى ، ص 143 و 144 به بعد .