اينها با آنان بود . بلكه علّت عمدهء اقتدار آنان ، داشتن املاك و ضياع و عقار و ثروت هنگفتى بود كه از راه استثمار شديد كشاورزان ، اخذ جرايم دينى ، عشريّه و صدقات عايد آنان مىشد . اين طبقه يا گروه مقتدر ولى كوردل ، عوايد سرشار خود را در راه فعاليّتهاى توليدى و تأمين سعادت اكثريّت مصرف نمىكردند ، بلكه مانند سلاطين ، عوايد و طلاهاى خود را در گنجينهها انبار مىكردند و از اين راه به تورّم و آشفتگى اقتصادى كشور كمك مىكردند . روحانيان با تبليغ افكار و عقايد خرافى هرروز بار ملّت را سنگينتر مىكردند : روزى چهار بار بايستى آفتاب را ستايش و ماه و آب را نيايش نمود ، هنگام خواب و برخاستن و شستشو و بستن كمربند و خوردن غذا و قضاى حاجت و زدن عطسه و چيدن ناخن و گيسو ، و افروختن چراغ و امثال آن بايستى هركس دعايى مخصوص تلاوت كند ، آتش اجاق نبايد هرگز خاموش شود و نور آفتاب نبايد بر آتش بتابد و آب با آتش نبايد ملاقات كند و ظروف فلزّى نبايد زنگ بزند ( زيرا فلزات مقدس بودند ) ، اشخاصى كه به جسد ميّت و بدن زن حايض يا زنى كه تازه وضع حمل كرده ( مخصوصا اگر طفل مرده از او بوجود آمده باشد ) دست مىزدند بايستى در حق آنها تشريفاتى اجرا كنند كه بسى خستگىآور و پرزحمت بود . . . « 1 » .
در چنين شرايطى ، مردم براى نجات از حدود و قيود طبقاتى ، و رستن از قيد و بندهاى مذهبى ، در مقابل نهضت اسلامى كه از برادرى و برابرى مسلمانان سخن مىگفت ، مقاومت مؤثّرى نشان ندادند .
زمينه فكرى مردم مقارن ظهور اسلام
مقارن ظهور اسلام در شبه جزيره عربستان غير از اقليتهاى مذهبى يعنى پيروان مذهب يهودى و نصرانى ، حنفا و روشندلان عرب غالبا شرك و بتپرستى را محكوم مىكردند و بعضى از آنها از ثواب و عقاب و قيامت سخن مىگفتند « 2 » .
1 - زيد بن عمرو ( از قريش ) ، نخستين كسى است كه مردم را از كشتن دختران منع كرد ، و از بتپرستى و خوردن ميته و خون ، و قربانى كردن در راه بتها خوددارى
هامش
( 1 ) . كريستن سن ، ايران در زمان ساسانيان ، از ص 137 به بعد .
( 2 و 2 ) . دكتر محمّد حسين هيكل ، زندگى محمّد ، ترجمهء ابو القاسم پاينده ، ص 183 .