تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦

عريضهء خواجه نظام الملك به سلطان جلال الدين ملكشاه

عرضه داشت كمينه پير غلام ديرينه نظام الملك آنكه ، به عز عرض باريافتگان بارگاه خليفة الارض مىرساند و از ملازمان آستان قيصر آشيان كه اميدگاه پادشاهان روى زمين و زمان است و كعبهء اقبال حاجت خواهان ، التماس مىنمايد كه چون مدت مديد و عهد بعيد شد كه من المهد الى العهد در سلك دولتخواهان بىاشتباه كمر خدمت و عبوديت بر ميان جان بسته و از روى صدق و اخلاص كه از ايام شباب تا هنگام شيب بىغبار و عار و عيب به دولت آن حضرت بر مسند عزت نشسته ، در سرانجام مهام ملك و اهل مملكت اهتمام تمام بجاى آورده و الحمد للّه تعالى درين مدت چهل سال « 1 » كه در پايهء تخت سلطنت حضرت شهريار اعدل اعظم به پاى خدمت و ملازمت ايستاده از ايزد تعالى جل شأنه توفيق آن يافته كه در رعيت‌پرورى دقيقهء نامرعى نگذاشته ، و حالا كه سنين عمر به هشتاد و نه « 2 » رسيده مىخواهد كه
هامش
نظاميه » مستعد بودند كه به اندك اشارهء خواجه سر به شورش و طغيان بردارند . ولى در اوايل سال 485 ميان شحنهء مرو ، كه از خواص بندگان سلطان ملكشاه بود با يكى از پسران خواجه نظام الملك به نام « شمس الملك عثمان » نزاع شد و شحنه شكايت به سلطان برد . سلطان دو تن از بزرگان دولت را نزد خواجه فرستاد و به دو پيغام داد كه : « اگر در ملك شريك منى ، آن حكم ديگر است ، و اگر تابع منى چرا حد خويش نگاه نمىدارى و فرزندان و اتباع خويش را تأديب نمىكنى كه بر جهان مسلط شده‌اند ، تا حدى كه حرمت بندگان ما نگاه نمىدارند . اگر مىخواهى بفرمايم كه دوات از پيش تو بگيرند ؟ » خواجه ازين پيغام برنجيد و گفت : « با سلطان بگوييد كه تو نمىدانى كه من در ملك شريك توام و تو به اين مرتبه به تدبير من رسيده‌اى و بر ياد ندارى كه چون سلطان شهيد آلپ ارسلان كشته شد ، چگونه امراى لشكر را جمع كردم و از جيحون بگذشتم و از براى تو شهرها بگشادم و اقطار ممالك شرق و غرب را مسخر گردانيدم . دولت آن تابع ، بر اين دوات بسته است . هرگاه اين دوات بردارى آن تاج بردارند . » ملكشاه با آنكه از جواب درشت خواجه سخت آزرده‌خاطر شد ، باز به عزل او اقدام نكرد و او را همچنان در وزارت نگاه داشت تا آنكه در راه بغداد كشته شد . ( 1 ) . خواجه نظام الملك پس از قتل « عميد الملك كندرى » وزير طغرل‌بيگ در روز يكشنبه 13 ذى الحجهء 455 به وزارت رسيد و تا سال 485 بيست و نه سال و هفت ماه و كسرى با استقلال وزارت كرد . ولى در سلطنت طغرل‌بيگ نخستين پادشاه سلجوقى نيز در خراسان وزارت الپ ارسلان برادرزادهء او را داشت و ظاهرا درين نامه مدت وزارت خراسان را نيز بر دوران وزارت اعظم خويش افزوده است . ( 2 ) . ظاهرا هشتاد و نه اشتباه نويسندگان است ، زيرا نظام الملك به قول اكثر مورخان در پانزدهم ذى القعدهء 408 تولد يافت و در دهم رمضان 485 كشته شد و ازين قرار چند ماه پيش از