تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
كرده‌اند « 1 » بجا مىآورم ، از خدا و پيغمبر درمىخواهم تا سلطان و اركان دولت به راه راست آيند و خداى تعالى ايشان را دين حق روزى گرداند و فساد و فسق عباسيان از ميان خلق بردارد و اگر سلطان را سعادت دين و دنيا همراه باشد ، همچنان كه سلطان اسلام محمود غازى رحمة اللّه را اين كار آمده بود و به دفع شر ايشان برخاسته و از ترمذ سيد علاء الملك خداوندزاده را بياورد و به خلافت بنشاند ، سلطان نيز به اين كار برخيزد و اين كار بزرگ را كفايت كند و شر ايشان از ميان بندگان خداى تبارك و تعالى كم گرداند « 2 » و الا روزگارى باشد كه پادشاه عادلى به روى كار آيد و اين كار بكند تا مسلمانان را از جور برهاند . و السلام على من اتّبع الهدى » .

لشكركشى ملكشاه به الموت و كشته شدن نظام الملك

در همان سال 484 حسن صباح يكى از داعيان اسماعيلى به نام حسين قائنى را به قهستان فرستاد تا در آنجا مردم را به مذهب باطنيه دعوت كند . گروهى از مردم قهستان دعوت او را پذيرفتند و در آنجا قلعه‌هاى بسيار به تصرف اسماعيليان درآمد و كار ايشان در حدود خراسان نيز بالا گرفت . ملكشاه چون نتوانست حسن را به ملايمت مطيع سازد ، در آغاز سال 485 ، ارسلانتاش نام از سرداران خود را به دفع او مأمور كرد و اين سردار در جمادى الاول آن سال به محاصرهء الموت پرداخت . نوشته‌اند كه درين زمان عدهء مردان جنگى الموت از شصت تا هفتاد تن بيشتر نبود و ذخيرهء كافى هم نداشتند . اما با لشكر سلطان به جنگ پرداختند و حسن از رئيس اسماعيليهء قزوين كه دهدار على نام داشت ، يارى خواست . دهدار على از مردم طالقان و اطراف قريب سيصد مرد با اسلحه و آلات حرب به يارى حسن روانه كرد و ايشان خود را به الموت افكندند و با دستيارى مردم رودبار ، كه در بيرون قلعه بودند ، در اواخر شعبان آن سال شبى بر سپاه ارسلانتاش شبيخون زدند و او را منهزم ساختند . سلطان ملكشاه اميرى ديگر به نام غزل سارق را نيز مأمور دفع ملاحدهء قهستان كرده بود ، ولى آن سردار هم ، با آنكه برخى از قلعه‌هاى ايشان را محاصره كرد ، چون
هامش
( 1 ) . در مجالس المؤمنين : « گردانيده‌اند » . ( 2 ) . در مجالس المؤمنين : « و اين كار بزرگ به او كفايت شود . »
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 204 | مرتضى راوندى