تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
پس از آنكه خواجه نظام الملك به خدمت آلپ ارسلان سلجوقى پيوست و بعد از مرگ طغرل‌بيك و كشته شدن وزير عميد الملك ابو نصر منصور بن محمد كندرى ، در سال 456 ه . . ق . مستقلا به وزارت رسيد ، حكيم عمر خيام نزد وى رفت و عهد قديم را يادآور شد . خواجه نظام الملك مىخواست او را به سلطان سلجوقى معرفى كند و از نزديكان و ملازمان سلطان سازد ، ولى خيام نپذيرفت و خواجه سالى 1200 دينار براى او به املاك نيشابور حواله كرد و خيام در آنجا به كارهاى علمى خود مشغول شد . اما حسن صباح مدتى گمنام مىزيست . تا در زمان پادشاهى سلطان ملكشاه
هامش
باشد ، و اگر در سال 428 سن او را بيست سال تصور كنيم عمر وى به حدود صد و ده سال مىرسد . دليل ديگر بر اثبات مطلب بالا اين است كه خيام به گفتهء همهء مورخان و مؤلفان كتب نجوم و تقويم ، در سال 467 به فرمان سلطان جلال الدين ملكشاه و خواجه نظام الملك وزير با جمعى ديگر از دانشمندان زمان مأمور اصلاح تقويم و وضع تاريخ جلالى گرديده و در آن زمان از تمام فضلاى عهد محترم‌تر بوده و همهء مورخان نام او را بر اسامى دانشمندان و مورخان بزرگ زمام مقدم داشته‌اند . شك نيست كه در آن تاريخ ، يعنى زمانى كه در هر گوشهء ايران دانشمندان و استادان بسيار به كار اشاعهء علم و معرفت مشغول بوده‌اند ، جوان تازه‌كارى را به چنان امر مهم دولتى دعوت نمىكرده‌اند و قطعا سن خيام درين زمان ، يعنى در سال 467 ، از چهل متجاوز بوده است . . . ازين قرار مسلم است كه حكيم عمر خيام بر خلاف تصور مستشرقان ، هنگام مرگ قطعا بيش از يكصد سال داشته است . دربارهء حسن صباح نيز استدلال ايشان درست نيست ، زيرا داستان همدرس بودن حسن صباح با خواجه نظام الملك و عمر خيام علاوه بر كتابهاى معتبر تاريخ ، عينا در يكى از كتب معروف اسماعيليه به نام سرگذشت سيدنا كه در احوال حسن صباح نوشته بوده‌اند . نقل شده بوده ، و اين كتاب را عطاملك جوينى پس از آنكه هلاكو خان مغول قلعهء الموت را فتح كرد ، از كتابخانهء آن قلعه بدست آورده و شرح زندگانى حسن صباح را در تاريخ جهانگشا عينا ازين كتاب اقتباس كرده است . خواجه رشيد الدين فضل اللّه وزير غازان خان و اولجايتو هم ، كه جدش موفق الدوله در قلاع اسماعيليان قهستان بسر مىبرد ، اين كتاب را در دست داشته و در كتاب جامع التواريخ خود موضوع همدرس بودن آن سه مرد بزرگ را عينا ، در ضمن نقل سرگذشت سيدنا آورده است . به علاوه حسن صباح در نامه‌اى كه به سلطان ملكشاه سلجوقى نوشته است ، و در ضمن همين مقاله به نظر خوانندگان خواهد رسيد ، به دشمنى خواجه نظام الملك وزير با خود و كوتاه كردن دست او از كارهاى ديوانى ، چنان كه در ضمن داستان همدرس بودن ايشان نقل كرده‌اند ، اشاره كرده است .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 190 | مرتضى راوندى