رسيد ، مردم غالبا فرزندان خود را به مكتب او مىفرستادند . امام موفق از بزرگان علماى خراسان ، مقتداى اهل سنت و جماعت و مردى بسيار محترم و عزيز بود .
پدر حسن صباح چون در رى به بدمذهبى متهم شده بود ، به نيشابور رفت و براى رفع آن تهمت پسر را به مكتب امام موفق فرستاد و خود گوشهنشينى و عبادت اختيار كرد . در مكتب امام موفق ، حسن بن على بن اسحق طوسى ( خواجه نظام الملك ) و ابو الفتح عمر بن ابراهيم خيامى ( يا خيام ) نيشابورى ( حكيم عمر خيام ) نيز با حسن صباح همدرس بودند . روزى حسن صباح به رفيقان خود گفت كه ما شاگردان امام موفقيم و شك نيست كه به مقامات بزرگ خواهيم رسيد . اكنون بايد تعهد كنيم كه هريك از ما كه زودتر از ديگران منصب و مقامى يافت ، دو رفيق ديگر را نيز در آن مقام با خود شريك سازد . . . و هر سه در اينباره تعهد كردند . . . « 1 » .
هامش
( 1 ) . دستهاى از مستشرقان و محققان معتقدند كه موضوع همدرس بودن حسن صباح و حكيم عمر خيام و خواجه نظام الملك بىاساس و مجعول است ، زيرا چون حكيم عمر خيام در سال 517 و حسن صباح در سال 518 درگذشتهاند ، اگر همدرس بودن ايشان را با خواجه نظام الملك ، كه قطعا در سال 408 هجرى قمرى بوجود آمده است ، قبول كنيم ، بايد معتقد شويم كه آن دو نيز در حدود همين سال ، يعنى در اوايل قرن پنجم هجرى بهوجود آمدهاند ، و از اين قرار بايستى هر دو نزديك به يكصد و ده سال عمر كرده باشند ، و اين امر گرچه محال نيست ، ولى بعيد مىنمايد كه سن اين دو مرد معروف تاريخى هر دو از يكصد سال گذشته باشد . اما اين استدلال قانعكننده نيست ، و به دلائل زير سن حكيم عمر خيام قطعا ، و عمر حسن صباح به احتمال قوى ، از يكصد سال متجاوز و تاريخ تولد هر دو با سال تولد خواجه نظام الملك نزديك بوده است . اولا حكيم عمر خيام در رسالهء كون و تكليف خود ، كه در سال 473 هجرى در جواب يكى از شاگردان شيخ الرئيس ابو على سينا به عربى نگاشته صريحا شيخ الرئيس را معلم خود خوانده است و مىنويسد :
« . . . بدان كه اين مسئله از مسائلى است كه اكثر مردم در آن متحير ماندهاند ، تا آنجا كه عاقلى نيست كه درين باب تحير او را به ستوه نياورده باشد . شايد من و معلم من ، افضل المتأخرين شيخ الرئيس ابو على حسين بن عبد اللّه بن سينا بخارى اعلى اللّه درجتّه ، كه درين خصوص نظر كرديم ، مباحث ما را به مطلبى رسانده كه نفس ما را قانع كرده . . . » .
علاوه بر اين نويسندگان ديگر نيز او را شاگرد ابو على سينا دانستهاند و دلائل ديگرى هم درينباره در دست است كه مجال ذكر تمام آنها درين مقاله نيست . خوانندگان علاقمند مىتوانند به مقالهء فاضلانهاى كه دانشمند مرحوم عباس اقبال در شمارهء 8 مجلهء شرق ( مرداد 1310 ) نوشتهاند مراجعه كنند . پس اگر قبول كنيم كه خيام شاگرد ابو على سينا بوده ، چون ابو على در سال 428 هجرى قمرى درگذشته ، طبعا خيام بايستى چند سال پيش ازين تاريخ محضر او را درك كرده باشد ، و به فرض اينكه در همان سال مرگ استاد نيز به خدمت او رسيده باشد ، چون خود در سال 517 درگذشته است ، بايستى در حدود 89 سال پس از مرگ بو على سينا نيز زندگى كرده