تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
آينده داشته است ؛ عليرغم ثبات و تعطيل ، بايستى بيش از هر زمانى در گذشته از دائرهء قصد و هدف پا بيرون نهاد ، بايستى براى نبردى كه گويى از ابتدا آغاز مىشود ، بر تمام منابع مالى جامعه چيره گشت . شعار ، قدرت است ؛ اينست كه توجه حسن چنان كه اغلب در جنگ اتّفاق مىافتد به نهضت و جامعه ، به خاطر خود جامعه معطوف گشته است . آرى همهء افكار و همهء اميدها بايد متوجه به قدرت جامعه باشد . اين كار مستلزم تغييرات زيادى نبود . نهضت اسمعيلى ، از آغاز ، جز در نقاطى كه سلطه و پيروزى كامل يافته بود - چون مصر - يك نهضت مخفى و دسيسه‌كار بود ؛ و همچنان مخفى و فتنه‌گر باقى ماند . شريعت كهن اسمعيلى به قوّت خود باقى ماند تا راهنما و ضابط زندگى ظاهرى جامعه باشد . باطن و عقيدهء حدود ، از دست گذاشته نشد ؛ گرچه محتملا برخى از نظرات فلسفى فاطميان كه با حدود همراه بود ، به سخت‌ترين وجهى مورد مخالفت قرار گرفت . شهرستانى مىگويد حسن ، حتى در اينكه به علما و دانشمندان اسمعيلى اجازهء مطالعات فلسفى دهد ، احتياط به خرج مىداد : و بر عوام النّاس به كلّى منع مىنمود . اين امر شايد بدان جهت بوده باشد كه بر توجّه معمولى اسمعيليان به فراگيرى دانش به تدريج ، بيفزايد ، و گرنه شكى نيست كه اشتغالات فلسفى مورد اعتناى بسيار بوده است ؛ خود حسن ، به رياضى و كيميا نامور بود . ليكن ، اگرچه در بناى كلّى كيش اسمعيلى ، از لحاظ خارجى ، تغييرات زيادى حاصل نشد ، اين امر مسلم است ( نمىدانيم تا چه حدّ ) كه نام حسن به خصوص هميشه با رسم و بدعت تازه‌يى همراه است و آن تشكيل گروه فدائيان است . شخص فدايى جانشين داعى كهنسالى كه با گنجينه‌يى از دانستنىها و معلومات محرمانه و باطنى مجهّز است ، بارها در حضرت سلطان ظاهر شد . و جاسوسى پادشاه را مىكرد . . . حسن صباح بر اثر زهد بيش از حدى كه داشت ، شايد از فساد و باده‌خوارى و يا هرزگى موسيقى مىترسيد خانوادهء خود را تبعيد مىكرد و خود معتكف مىنشست و تنها به عبادت و رياضت مىپرداخت تا بدانجا كه همه چيز را انكار مىكرد و خواهان دگرگون ساختن سراسر سير تاريخ اسلامى بود . ولى ما بايد يقين داشته باشيم ، كه وضع نهضت نزارى به طور عموم چنين نبود ،