تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
مذهبان او را به دانش مىستودند ، و در جامعه‌يى كه مىزيست ، چنان نفوذ و قدرت داشت كه پس از مرگ ، پسرش ، كه بنابر روايت ابن اثير ، هرگز به پاى پدر نمىرسيد ، جانشين او شد . در عهدى كه نطفهء نهضت نزارى بسته مىشد و رشد مىكرد ، يعنى در دوران قدرت و سلطهء ابن عطاش ، در ميان همه اسمعيليان از لحاظ سياسى ، يك نظر و يك عقيده وجود داشت ، و آن ، تسخير قلاع بود . و يقين است كه اين امر را نمىتوان از اقدامات حسن صباح دانست ، زيرا وى ، تنها كسى نبود كه از مصر به عزم چنين فعاليّتى بازگشت . نيز احتمال دارد كه در آن ايام ، اصول و طرز تلقّى عوامانه‌يى در باب مسئلهء تعليم ، وجود داشته است ، چه در واقع ، امام محمّد غزّالى ، هنگامى كه از دين نزارى سخن مىگويد گويى به گروهى از مفسران و شارحان دين جديد مىانديشد ، و اين درست در ايّامى است كه حسن صبّاح ، در پى نام و نشان تلاش مىكند . با وجود اين حسن ، با شور و شوق ، اين اصول را پذيرفت ، و به نام اوست كه اين اصول شهرت يافته است . يكى از اصول اساسى معتقدات شيعيان آن بود كه مسلمانان در حلّ و فصل مسائل مذهبى از خود اختيارى ندارند ، بلكه بايد ، آنچه را كه مرجع خاصى بدانان دستور مىدهد بپذيرند و انجام دهند . اين امر ، اصل تعليم را پيش مىآورد ، و البته امام معلّم و مرجع تعليم بود . شيعيان ، هميشه بر سنّىمذهبان ، بدان سبب كه از آغاز تاريخ اسلام ، اين اصل مهمّ را ناديده گرفته بودند ، مىتاختند و استدلال مىكردند كه آدمى را ، آن حدّ نيست كه در امور الهى دخالت و يا داورى و قضاوت كند ، اگر بود ، ديگر چه جاى داشت كه خداوند پيامبرى را به راهنمايى خلق مبعوث سازد ؟ به تصديق همه ، تنها ، پيامبر با توانايى و قدرتى كه خداوند به دو داده بود ، مىتوانست بناى دين اسلام را نظام بخشد . خوب ، وقتى بناى اسلام ، مستلزم آن باشد كه از سوى خداوند معلمّى بدين كار گسيل گردد ، چگونه بقا و نگهدارى آن ، بر اصل ديگرى ميسّر تواند بود ؟ همان جهل و نادانى كه در آغاز ، لزوم بعث پيامبران را براى تأسيس مذهب اقتضا مىنمود ، نيز ايجاب مىكند كه خداوند ، براى نگهدارى و حفظ آن ، از نسلى به نسل ديگر ، كسانى را برگزيند و بفرستد . اما اصحاب سنّت ، مدّعى بودند كه پيشواى جماعت مسلمانان را پس از رحلت حضرت محمد ( ص ) ، خداوند برنمىگزيند و معين نمىكند ، اين خود مسلمانان‌اند كه بايد براى خويش