ناميده مىشوند . اينان در پايان قرن نهم ميلادى ( - قرن سوّم هجرى ) با شور و حرارت بىحدّ و حصر ، با قواى خليفه وارد جنگ شدند . پس از سالها نبرد شكست خوردند و بسيارى از آنان كشته شدند . اما در همان ايّام ، نهضت اسمعيلى در بحرين ( در شرق عربستان ) انتشار يافت و قدرت به دست عدهاى افتاد كه آنان نيز خود را قرمطى مىناميدند . جنبش اسمعيلى در ايران ، در يمن ( كه شيعيان زيدى هم فعاليت داشتند ) و در سمت مغرب در افريقاى شمالى بسط يافت . در افريقا ، امام موعود اسمعيلى ، بشخصه از پردهء خفا بيرون آمد و نيروى عظيمى بنياد نهاد ، و اخلافش در طى كمتر از يك قرن مصر را فتح كردند و شهر پهناور و مصفّاى قاهره را براى نشاندادن عظمت و شوكت خود بناگذاشتند .
سلسلهء اسمعيلى مصر به مناسبت آنكه فاطمهء زهرا ( ع ) دختر پيغمبر را جده خود مىشمردند ، به فاطمى شهرت يافتند ، و با ترقى روزافزونى به سلطنت پرداختند .
آنان نسبت به بازرگانان و سوداگران ، نيكخواه بودند و به سنّى و مسيحى و يهودى مذهبان ، و به افكار و عقايد مختلف با بلندنظرى و اغماض مىنگريستند . نفوذ و سلطهء آنان در خشكى ، از اتلانتيك تا مرزهاى عراق ، و در دريا از سيسيل تا سند گسترده بود . خلافت اسمعيليان در مصر ، در عظمت و گسترش با خلافت اسلامى در دورهء خلفاى راشدين برابرى مىكرد . داعيان اسمعيلى ، از مصر ، نويد احياى اسلام متّحد و نيرومندى را در سراسر كشورهاى قلمرو خلافت عبّاسى مىپراكندند ، و به آنان مژدهء عدالت و سعادت كامل در زير لواى فرمانروائى خاندان نبوّت مىبردند ، و بشارت مىدادند كه چون خاندان پيغمبر به زمامدارى رسد ، بازمانده قلاع و سرزمينهاى كافران را در اروپا و سراسر جهان براى اسلام فتح خواهد كرد .
توجه فاطميان به مسائل فرهنگى
امپراتورى فاطميان پناهگاه هنرها و فنون و همچنين مركز تجلى انديشههاى نظرى ( فلسفى ) بود . تحت حمايت فاطميان ، دستكم ، گروه شايستهيى از دانشمندان علوم طبيعى سريانى و مصرى پديد آمدند كه هم در زمينههاى عامّ المنفعهيى چون طبّ ، و هم در زمينههاى علوم مكنونه چون كيميا به تحقيق