اثنى عشرى مذهب گشتند ؛ اما شيعيان دوازدهامامى ، هيچگاه حكومتى كه فرمانرواى آن شخص امام باشد ، تشكيل ندادند . بر خلاف دوازدهاماميان ، اسمعيليان براى آنكه قدرت خلافت را براى آل على ( ع ) به چنگ آورند ، نهضت عظيمى بهوجود آوردند . با توطئه و شورش همهجانبهيى كه ظاهرا روستائيان ، قبايل بدوى ، و بزرگان كشورى پشتيبان آن بودند ، عليه اسلام ، دربار خلافت و تركيب اهل سنّت كه در پناه دستگاه خلافت عبّاسى تكامل مىيافت ، به نزاع برخاستند . دعوت براى بيعت با امامانى كه از نسل اسمعيل پسر امام جعفر صادق ( ع ) بودند ، دعوت اسمعيلى ناميده مىشد . داعيان سيّار اسمعيلى براى نشر دعوت از هر طرف برخاستند . اينان از يك ستاد فرماندهى مخفى ، براى يك حملهء عمومى به دستگاه خلافت بغداد ، و به زمامدارانى كه به ظاهر و بطور نظرى سيادت آن را به رسميت شناخته بودند رهبرى مىشدند . مفهوم دعوت اسمعيلى براى اقوام بيابانگرد ، غارت دستجمعى ، دوستدارى شيعه و استقلال قبيله ، و براى مردم شهرنشين نويدهاى هميشگى مذهب شيعه ، يعنى گستراندن عدل و داد و از ميان بردن منافقان و سلالههاى غاصب بود .
همه در آرزوى آمدن يك مهدى بهسر مىبردند : زيرا تنها وقتى پادشاه موعودى كه مىبايست از جانب خداوند بيايد ، مىآمد ، دنيا كه اينك پر از كفر و گناه بود ، پر از عدل و داد مىشد . مهدى شيعهء اثنى عشرى ، امام دوازدهم آنان بود ، كه انتظار بازگشتش را داشتند . داعيان اسمعيلى به مردم اطمينان مىدادند كه مهدى موعود يكى از اخلاف اسمعيل خواهد بود كه اينك در خفا بسر مىبرد امام به زودى زود با فتح و پيروزى در عالم ظاهر خواهد شد . اكنون مؤمنان مىبايست در حال تقيّه بسر برند ، و دوستى و بيعت خود را نسبت به امام موعود از حكمرانان زمان بپوشانند ، مبادا تعصّب و جفاى مردم نادان اثر آنها را از بسيط زمين برچيند . و در ضمن ، هر وقت كه لازم باشد امام را به پول و سلاح يارى كنند . اما وقتى مهدى ظهور كند ، و عدل بر جهان حكمروا شود ، مؤمنان آزادند كه خود را وابسته به دوستدار خاندان پيغمبر اعلام دارند .
نخستين كسانى كه در اين تاريخ نامشان به گوش مىخورد ، دستههاى بياباننوردى هستند كه ميان سوريه و عراق رفت و آمد مىكنند و عموما قرمطى
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 168
مساهمون: مرتضى راوندى
ص١٦٨