به يكتايى خدا و پيامبرى محمّد ( ص ) ، گرفتن روزه در ماه رمضان و رفتن به زيارت خانهء خدا در مكّه ، گزاردن نمازهاى معمولى ، و دادن خمس و زكات و صلهء رحم و انفال . مىخواست كه همه به حضرت محمّد ( ص ) و مسلمانان صدر اسلام تأسّى كنند ، و از گفتار و كردار آنها آنچنان كه در مذاهب شرعى مختلف تدوين شده بود ، سرمشق گيرند . مساجد كه جاى پرستش و عبادت است ، براى انجام اين امور شرعى و عبادتى ، وقف شده بود : كه هر مسلمان باايمانى ، مختار بود براى گزاردن فرايض خويش بدانجا رود ، اما هيچكس مجبور نبود . هنوز پيروان هريك از مذاهب شرعى ، مذهب خود را يگانه مذهب حقيقى مىشمردند و به خصوص مقدّر مىدانستند كه روزى مذهب اهل عالم گردد ؛ با وجود اين ، ناچار بودند كه مذاهب ديگر را هم به رسميّت و حقّانيّت بشناسند . در ميان چنين چارچوب و پيكرهء وسيعى ، هر فردى مىتوانست از ميان راههايى كه سنن مختلف به دو پيشنهاد مىكردند ، راهى براى خود برگزيند . ولى ، هر دسته و گروهى مىبايست خود را با حدّاقّل شرايط جامعه سازش دهد ، و يا رنج تنهايى و انزوا را بر خويشتن هموار سازد .
بر چنين مبنايى بود كه اشعريان ، ساختمان منطقى ايمان را بر اساس بسيار عوامپسندانهيى پىافكندند ( زيرا اكثريّت مردم ، مساعى معتزليان را در اين راه ، نپذيرفته بودند ) ؛ اشعريان ، توجّه عميقترى به سنن جامعه ابراز مىداشتند ، مثلا در بالا بردن مقام قرآن ، و در نتيجه بالا بردن مقام حضرت محمّد ( ص ) كوشش فراوان مىكردند . مذهب اشعرى ، در آغاز قرن يازدهم مورد تعقيب و آزار قرار گرفت ، امّا با تكامل سريعى كه پيدا كرد ، در پايان همين قرن ، يكى از مذاهب بسيار معتبر شناخته شد . صوفيان و سنّتگرايان سنّىمذهب ، با همان روح سازش ، كه از قبول مظاهر و نمودارهاى كلى وحدت جامعهء اسلامى حاصل شده بود ، قدم به پيش نهادند ، تا با استفاده از اصل تسامح كه به كلى در بوته فراموشى افتاده بود ، راهى براى آشتى و تجديد رابطه با يكديگر به دست آورند . در نيمهء قرن يازدهم ، قشيرى ( متوفى در 467 / 1074 ) و بالاخصّ ، در گيرودار حملات نزاريان ، غزّالى ( متوفى در 505 / 1111 ) كوشيدند تا از يك سو ، به فقهاى اهل تسنن بقبولانند كه زهد و عرفان صوفيان ، با حسّ خداشناسى شديدى كه در وجود آدمى برمىانگيزد ، پرورنده و
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 165
مساهمون: مرتضى راوندى
ص١٦٥