اتفاق افتاد . . . » « 1 » .
اقبال لاهورى در مورد آدمكشىهاى اسماعيليان ، پرده از روى اشتباه و گمراهى بسيارى از محقّقان برمىدارد و مىنويسد : « بدبختانه بستگى فرقهء اسماعيلى بر سياست آن عصر ، باعث گمراهى بسيارى از محقّقان شده است ، اينان و از آن جمله ، مك دونالد (
Macdonald
) آئين اسماعيلى را توطئهء ايرانى نيرومندى براى برانداختن قدرت سياسى عرب دانسته و دستگاه دينى اسماعيلى را كه از وجود برخى از بزرگترين مغزها ، و بىآلايشترين قلبها برخوردار بود به تحقير ، گروهى مركّب از آدمكشان سياهدل كه همواره در پى شكار مىگردند ، خواندهاند . هنگام برآورد كارهاى اسماعيليان بايد يادآوريم كه اينان در معرض وحشيانهترين آزارها بودند و از اينرو خواهناخواه به خشونت كشانيده شدند . در جامعههاى سامى كشتن انسان به نام دين ، كارى بر كنار از هرگونه اعتراض و حتّى مشروع بود ، چنان كه در اروپا نيز پاپها حتى تا قرن شانزدهم بر آدمكشىهاى مخوفى چون كشتار روز عيد « بارتلهمى » (
Barthelemy
) صحّه مىنهادند ؛ تنها در عصر حاضر است كه هرگونه آدمكشى ، چه دينى چه غيردينى ، خيانت محسوب مىشود ؛ بنابراين روا نيست كه نسلهاى گذشته را با موازين اخلاقى كنونى داورى كنيم . بالاتر از اين ، جنبش دينى بزرگى چون نهضت اسماعيلى كه لرزه بر اركان امپراتورى پهناورى انداخت و با وجود اهانتها و اتّهامها و شكنجههاى گوناگون با سرافرازى از بوتهء آزمايش بيرون آمد و قرنها قهرمان علم و فلسفه شد ، هرگز نمىتواند صرفا زادهء توطئهء سياسى ناپايدارى باشد . . . » « 2 »
بسيارى از صاحبنظران ، از جمله مجتبى مينوى ، داستان « باغ بهشت » و استفاده از « حشيش » را مقرون به حقيقت نمىدانند . به نظر مينوى اساسا راه سفر ماركوپولو به نواحى قزوين و منجيل و الموت نزديك هم نبوده است . « 3 » كريم كشاورز مؤلّف كتاب حسن صبّاح مىنويسد : « ماركوپولو اين داستان را از ديگران شنيده بود » ؛ بىشكّ هلاكوخان و سركردگان و سپاهيان و خادمان و عمّال ايرانى او مانند
هامش
( 1 ) . سفرنامهء ابن بطوطه ، ترجمهء محمد على موحّد ، ص 65 .
( 2 ) . سير فلسفه در ايران ، ترجمهء ا . ح . آريانپور ، ص 53 .
( 3 ) . تاريخ ادبى ايران ، ج 2 ، حواشى ، ص 404 .