دشمنانشان زهر استعمال نكردهاند ، هيچ كس نيز آنان را بدين كار متّهم نساخته است . » « 1 » اسماعيليان غالبا به قصد « دفاع » و « تلافى » به قتل دشمنان خود دست يازيدهاند ، « اسماعيليان اغلب امرا و يا وزرايى را كه به قلاع آنها لشكر كشيدهاند مىكشتند ، گاهى پادشاهى را كه عليه آنها دست به اقداماتى زده بود ، به قتل مىآوردند . . . دوّمين دسته كه اسماعيليان به قتل مىرسانيدند ، كسانى بودند كه در شهرها و محلّات با تعليمات آنها مخالفت مىكردند يا عليه آنها تبليغ مىنمودند و اينان فقها ، قضات و مفتيان بودند . چه بسيار مىشنويم كه اسماعيليان قاضى يا مفتى فلان شهر را كشتند . . . » سپس هاجسن مىنويسد : « گمان ما برآنست كه اسماعيليان ، افراد يك گروه سوّمى را به قتل مىرسانيدند كه معمولا از آنها ذكرى نشده است و آنها افراد معمولى بودند كه چيزكى از اصول پنهانى دين اسماعيلى دانسته بودند و اينك قصد داشتند سخنچينى كنند ؛ اما هر دسته و فرقهء شورشى كه بخواهد ، فعاليتها و كارهاى خود را از ديگران مخفى بدارد ، از اقدام به چنين كارى ناگزير است . » « 2 » ظاهرا كسانى كه مأمور اين كار خطير مىشدند ، گذشته از استعداد ذاتى ، يك چند تحت تعليمات مخصوص قرار مىگرفتند و گاه ناگزير بودند زبان و آداب محلّى كه بايد مأموريّت خود را در آنجا انجام دهند فراگيرند . افراد از جان گذشتهيى كه بدين مأموريتهاى دشوار ، تن درمىدادند ، خانوادهء آنها از اينكه از طرف فرقه به چنين افتخارى نايل شدهاند ، مباهى و مفتخر بودند . در تاريخ ، مكرّر از مادرى مثال آورده مىشود كه فكر مىكند پسرش در هنگام مأموريت كشته شده است ، زيرا شنيده است كه همهء فدائيان كشته شدهاند ، از اين لحاظ شادمانى مىكند و خويشتن را مىآرايد ؛ امّا هنگامى كه پس از اين كارها ، پسرش زنده بازمىگردد شيون سرمىدهد « 3 » .
ابن بطوطه در نيمه اوّل قرن هشتم در وصف فدائيان مىنويسد : « فدائيان كاردهاى مسمومى دارند كه در مأموريتهاى خود به كار مىبرند و برخى اوقات هم مأمورين كارى از پيش نمىبرند و خود كشته مىشوند ؛ چنان كه درباره امير قراسنقور
هامش
( 1 ) . فرقهء اسماعيليه ، پيشين ، ص 229 .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 225 .
( 3 ) . همان كتاب ، ص 174 .