مجاهدان همايون لقا كه مىخواهند * ز هول و هيبت ايشان جهان به جان زنهار
وفاى عهد و ثبات قدم در اين عالم * قواعدى است كه اينان همى كنند اظهار
به تازگى سه جوان دلاور آن كردند * كه اعتبار پذيرند از آن اولو الابصار
ز دست خنجر هريك سپهر آينهگون * ز نور فتح جهان را شعار بست و دثار
چو الدگز بنگونسارى و شقاوت خويش * گزيد بر ره فرمان طريق استكبار
مليك ملك ابد بَر وزير داعى خويش * براند حكم كه درياب كار آن مكّار
شدند هرسه و سكّين كين بيافت نيام * ز حلق و سينهء آن ناسزاى بدكردار
نيافت هيچ يكى زان مجاهدان شخن « 1 » * در آن ميانه به موئى ز سيخ خصم آزار
و ايوانف كه راجع به الموت و لامسر و وضع طبيعى و جغرافيايى آن ناحيه تحقيقات سودمندى كرده ، معتقد است كه اسمعيليان سازمان تروريستى نداشتند و بعضى از افراد اين جماعت خودسرانه به كشتن رجال و بزرگان مبادرت كردهاند .
دكتر منوچهر ستوده نيز كه در زمينهء اسمعيليه و قلعهء الموت تحقيقات و مطالعاتى كرده است ، ضمن انتقاد بر كتاب ايوانف چنين مىنويسد :
« نويسندهء محترم مانند يك فرد اسماعيلى متعصّب معتقد است فدائيان خودسرانه به كشتن بزرگان و رجال مىپرداختند و مىنويسد چون كشتن نظام الملك به دست بوطاهر ارانى سر و صدائى به راه انداخت ، از اين رو ديگران نيز براى كسب شهرت به آدمكشى پرداختهاند ، ولى اسمعيليان از اين عمل تنفر داشتند . . . اين بنده
هامش
( 1 ) . شخن يعنى مجروحكننده و چاكدهنده ( صفت پارسى است ) .