ساده و عادى افتاد ، بار ديگر روش ديرين تجديد شد « استعمال سلاح ترور و اعمال قتل انفرادى عليه فئودالهاى همسايه » مجددا معمول شد . به طورى كه از نوشتهء جوينى برمىآيد پس از مرگ جلال الدّين حسن ، اسماعيليان ساده ، جانشين او علاء الدّين را « با رسوم عامهپسند و دموكراتيك آشنا و تربيت كردند . . . علاء الدّين در اوان كودكى به عادت معمول ، با ديگر كودكان سرگرم بازى و تفريح بود و شتران و گوسفندان را مىچرانيد . . . » لباس و زندگى علاء الدّين بسيار ساده بود ، بسيارى از سران دولت اسمعيلى از روش او بيمناك بودند ، در قلمرو اسماعيليان وضع كشاورزى رضايتبخش بود و اسماعيليان دامهاى فراوان داشتند « و در قاين بافتن پارچههاى ابريشمى متداول بود و همهجا خوراكى و ما يحتاج اوّليّه فراوان بود . . .
اسمعيليان كاروانهاى بزرگ و غنى راه مىانداختند ، يكى از آن كاروانها كه از قهستان عازم الموت بود ، معادل 15 هزار دينار كالا حمل مىكرد ، كاروان ديگرى كه از سوريّه عازم الموت بود و از طرف وزير جلال الدّين غارت شد ، مركّب از 70 نفر و محتملا به همين شماره چارپاى بارى بود . . . اسماعيليان از زمان سلطان سنجر حقّ دريافت عوارض را از كاروانهايى كه از خطهء ايشان عبور مىكردند ، كسب نمودند .
شواهد فوق ، دالّ بر نيروى عظيم اقتصادى اسماعيليان مىباشد . »
سياست ضدّ مغولى اسماعيليان
علاء الدّين و همفكران او بر خلاف جلال الدّين حسن ، با مغولان روشى خصمانه پيش گرفتند و با جلال الدّين خوارزمشاه كه دلاورانه با مغولان مىجنگيد ، روابط دوستانه برقرار كردند . نسوى منشى جلال الدّين اخير كه در تمام جريانات سياسى دست داشت مىنويسد كه پس از آنكه جلال الدّين تمام دارائى خود را در خراسان به تيول ، به دائى خود - اورخان - واگذار كرد و نمايندگان او بخشى از متصرفات اسماعيليان را مورد نهب و غارت قرار دادند ، اسماعيليان كه نمىخواستند با جلال الدّين از در جنگ درآيند نمايندهء خود « الكمال » را نزد جلال الدّين فرستادند و سلطان او را با اورخان روبرو كرد ، ولى اورخان پس از شنيدن سخنان تهديدآميز وى « از موزه و زير بغل و كمر چند خنجر بيرون كشيد و بانگ برآورد كه : « اينك خنجرهاى ما ، گذشته از اينها شمشيرهاى فراوان داريم كه تيزتر و آبديدهتر و مرگبارتر است ،