تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
ايشان داشت كه نه به معقول مستند بود و نه به منقول معتمد ، بسوختم . . . » « 1 » خورشاه تقاضا كرد كه او را به دربار منگوقاآن گسيل دارند ، ولى او به بهانهء آنكه هنوز بعضى قلاع تسليم نشده‌اند خواهش وى را نپذيرفت . در بازگشت ، او و كسانش را نزديك جيحون به قتل رسانيدند و سپس به فرمان خان مغول در حدود 12 هزار نفر از اسماعيليان را از دم تيغ گذرانيدند . خبر قلع و قمع اسماعيليان ، در عالم اسلام به خصوص در بين اهل سنّت ، موجب مسرّت و شادمانى گرديد ، عطاملك مىنويسد : « . . . عالم كه از خبث ايشان ملوث « 2 » بود پاك گشت ، آيندگان و روندگان بىخوف و هراس و زحمت بدرقه ، شد آمد مىكنند . . . اين كار مرهم جراحتهاى مسلمانى بود . » « 3 » پس از شكست اسماعيليان در سال 664 هجرى ، قدرت سياسى 180 سالهء آنان براى هميشه رو به فراموشى رفت و قيام‌ها و تلاش‌هاى آنان در گوشه و كنار به جايى نرسيد .
هامش
( 1 ) . جهانگشاى جوينى ، ج 3 ، ص 269 . ( 2 ) . آلوده . ( 3 ) . همان كتاب ، ص 278 .