پس از تصرف الموت در 664 هجرى ، ركن الدّين چندى در ملازمت قواى هلاكو و منگوقاآن بود و سرانجام در اثر دوروئى و دروغگوئى به دست عمّال مغول كشته شد ؛ به اين ترتيب با مرگ ركن الدّين خورشاه فعّاليت 180 سالهء حسن صبّاح و اخلاف او بسر رسيد .
1 - حسن صبّاح / از سال / 483 / هجرى
2 - كيابزرگ اميد رودبارى / از سال / 518 / هجرى
3 - محمّد اوّل پسر بزرگ اميد / از سال / 532 / هجرى
4 - حسن دوّم نوه بزرگ اميد / از سال / 557 / هجرى
5 - نور الدّين محمّد پسر حسن دوّم / از سال / 561 / هجرى
6 - جلال الدّين حسن سوّم پسر محمّد دوّم / از سال / 607 / هجرى
7 - علاء الدّين محمّد سوّم پسر حسن سوّم / از سال / 618 / هجرى
8 - ركن الدّين خورشاه / از سال / 654 / هجرى
9 - سقوط الموت / در سال / 664 / هجرى
سرنوشت ذخائر مادى و معنوى اسماعيليان
پس از آنكه ركن الدّين خورشاه آخرين فرد امراى اسمعيلى در برابر هلاكو سر تسليم فرود آورد ، خان مغول با همكارى كسان خورشاه در حدود يكصد قلعه را كه پناهگاه اين جماعت بود با خاك يكسان كرد ؛ سه قلعهء گردكوه ، الموت و لامسر كه بيش از ديگر قلاع مقاومت كردند ، دستخوش تاراج و غارت گرديدند ، قلعهء الموت غير از ذخاير و نفايس فراوان ، محلّ يكى از بزرگترين كتابخانههاى آن روز جهان بود ، هنگامى كه هلاكو فرمان غارت و سوزاندن كتابخانه را صادر كرد ، عطاملك جوينى كه در خدمت هلاكو بود ، اجازه خواست كه از ميان انبوه كتب و آلات رصدى قسمتى را برگزيند ، « . . . پادشاه آن سخن را پسنديد ، فرمود و اشارت راند تا به مطالعه آن رفتم و آنچ يافتم از مصاحف و نفايس كتب بر مثال يخرج الحّى من الميّت بيرون آوردم و آلات رصد . . . كه موجود بود برگرفتم و باقى آنچ تعلّق به ضلالت و غوايت