تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
فرمود :
كاى گروه به هر مرد يك نفر * همسر بس است ، زين عدد افراط شد حرام . . . » « 1 »
پس از « على ذكره السّلام » ، محمّد بن حسن به امامت رسيد او كه مردى دانشمند بود مردم را به پيروى از تعاليم پدر ترغيب كرد . وى از نوزده سالگى به رتق و فتق امور مشغول گشته مدت 46 سال در كامرانى بسر برد .

حكومت جلال الدين

جلال الدّين پسر مهتر محمّد بن حسن چون به سنّ رشد و تميز رسيد ، روش پدران را رها كرد و بار ديگر به اقامه مراسم مذهبى اقدام نمود ؛ به همين مناسبت بين او و پدر اختلافاتى پديد آمد و هردو از هم بيمناك بودند . جلال الدّين پس از مرگ پدر به جاى روش اسلاف خويش بار ديگر حدود و قيود مذهبى را برقرار كرد و كسانى را كه از دستورهاى مذهبى تخلّف مىكردند مورد زجر و منع قرار مىداد . به رسولان و ايلچيان خود دستور داد كه راه و رسم نوين او را به مردم ، و خليفهء بغداد و سلطان محمّد خوارزمشاه و ديگر ملوك و امرا اعلام كنند ، خليفهء بغداد و ديگر سلاطين و امرا جملگى به رسولان او خلعت‌هايى گران دادند و او را جلال الدّين حسن نومسلمان خواندند . با مرگ جلال الدين فرزندش علاء الدّين محمّد به جاى او نشست ؛ وى كه از 9 سالگى به زمامدارى رسيده بود ، به لهو و لعل ، و ظلم و ستمگرى مشغول شد و سرانجام به دست يكى از نزديكان خود كشته شد . در كتاب جامع التّواريخ به علل و ريشه‌هاى انحراف فكرى و اخلاقى او اشاره شده است .

علّت انحراف علاء الدّين محمّد

خواجه رشيد الدين فضل اللّه مؤلّف جامع التّواريخ به خوبى نشان مىدهد كه مهم‌ّترين علّت انحراف فكرى و اخلاقى علاء الدّين ، تملق‌گوئى و مجامله‌كارى درباريان و مقرّبان درگاه او بوده است : « چون پنج ، شش سال از ايّام دولت او بگذشت ، دماغش مشوش گشت . . . و كسى را ياراى آن نبود كه سخن در معالجت او
هامش
( 1 ) . انديشه‌هاى ميرزا فتحعلى آخوندزاده ، ص 222 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 141 | مرتضى راوندى