به اختصار از مجلّه گوهر ، شمارهء يك ، بهمن 1351 ، ص 99 به بعد ) .
از ميان دانشمندان و پژوهندگان عهد قاجار ، ميرزا فتحعلى آخوندزاده در پيرامون انقلاب مذهبى على ذكره السّلام چنين مىنويسد :
نظريات جديد و انقلابى امام على در 559 قمرى
« چون على ذكره السّلام به مقام امامت فرقهء اسماعيلى رسيد ، پيروانش را گرد آورد و روز هفدهم رمضان 559 قمرى در خطبهء تاريخى خود چنين گفت :
« به اقتضاى عقل شريف ، مكلّف هستم كه خير و شرّ ، و سعادت و ضلالت شما را بنمايم ؛ بدانيد و آگاه باشيد كه عالم ، قديم است و زمان ، نامتناهى ، بهشت و دوزخ يك امر خيالى موهوم است ، قيامت هركس مرگ اوست ، به هر عاقلى لازم است كه در باطن به اقتضاى بشريت و عقل شريف ، سليم النّفس و نيكوكار باشد ، به اين چنين كسى مرد راه حق خطاب مىشود . . . هر روشى كه به جهت امور دنيويّه خود مفيد مىبينيد ، همان را شعار خود سازيد ، الآن تكاليف شرعيّه را در خصوص حقوق اللّه بالمرّه ، من كلا از شما ساقط كردم ، پس از اين آزاد هستيد و از اوامر و نواهى در خصوص حقوق اللّه بالمره فارغ باليد ، علم تحصيل كنيد ، نيكوكار شويد ، و از نعمات دنيويّه . . . بهره يابيد ، ثروت و مكنت حاصل كنيد ، به خيالات فاسده و عقايد ابلهانه خود را مقيّد نكنيد ، و سعى نمائيد كه با علوم و اعمال حسنه و فضل و هنر در ميان ملل عالم برگزيده و مرجّح شويد . » بهعلاوه امام اسماعيلى فرمود : « از امروز طايفهء اناث را در حبس و حجاب نگاه نداريد ، و ايشان را بىتربيت مگذاريد ، زياد بر يك زن مگيريد ، چنان كه من زياده بر يك زن ندارم ، و هركس بعد از اين دختر كوچك خود را مثل پسر خود به خواندن و نوشتن مشغول نسازد و هركس از بزرگ و كوچك و از غنى و فقير زياده بر يك زن بگيرد ، مستحق بازخواست و سخط من خواهد شد . . . » فرداى آن روز پيشواى اسماعيلى دست زن خود - درة التّاج - را كه از دودمان ديلميان بود گرفت و روگشاده در الموت به گردش پرداخت ، پس حجاب را برانداخت و شاعران اسماعيلى در مدح او قصايد سرودند ، از جمله اين چند بيت :
برداشت غلّ شرع به تأييد ايزدى * مخدوم روزگار على ذكره السّلام
منسوخ كرد آيهء ستر و حجاب را * مقبول داور آمد و ممدوح خاص و عام