مبارزات سلاطين سلجوقى با حسن صبّاح و جانشينان او
لشگركشى ملكشاه به الموت و كشته شدن نظام الملك
در سال 484 حسن صبّاح يكى از داعيان اسمعيلى بنام حسين قائنى را براى تبليغ مذهب باطنيه به قهستان فرستاد . فعاليّت اين مرد در حدود خراسان نيز به ثمر رسيد و گروهى دعوت او را پذيرفتند ؛ ملكشاه چون از راه مسالمت به مطيع ساختن حسن توفيق نيافت در سال 485 يكى از سرداران خود به نام ارسلانتاش را بدفع او مأمور كرد ، ولى سپاه ارسلانتاش در برابر نيروى فدائيان كه از هر طرف گرد آمده بودند مقاومت نكرد و شكست خورد ؛ ناچار ملكشاه اميرى ديگر بنام غزل سارق را مأمور دفع ملاحده كرد ولى او نيز از تلاش خود در اثر مرگ ملكشاه و قتل نظام الملك نتيجهيى نگرفت . در اوائل ، رمضان 485 هنگامى كه خواجه به همراهى ملكشاه ، عازم بغداد بود در حدود صحنه « 1 » ، بو طاهرارانى در لباس صوفيان به بهانهء تقديم عرض حال نزديك وى مىرود و او را در حالى كه در تخت روان از بارگاه شاهى به خرگاه حرم خويش مىرفت ، به زخم كاردى مىكشد . ملكشاه 17 روز بعد از اين واقعه در بغداد فوت مىكند ؛ چون خبر قتل نظام الملك به حسن صبّاح رسيد ، شادمان شد و گفت : « قتل اين شيطان ، آغاز سعادت ماست . »
پس از مرگ ملكشاه ، در اثر اختلافى كه بين پسران او درگرفت ، ممالك سلجوقى رو به تجزيه نهاد و حسن صبّاح و پيروان او از اين فرصت استفاده كردند و ضمن كشتن مخالفين خود ، به هر شهرى داعيان فرستادند و در مناطق مساعد قلعههايى
هامش
( 1 ) . نزديك كرمانشاه .