باطنى هست كه بر اكثر مردم پوشيده است . . . و كلماتى چند از فلاسفهء يونان . . . و از مذاهب مجوس درج كردند . » جوينى در جاى ديگر او را « حسن لعين » مىخواند و اندكى دور تر مىگويد : « او بنياد ناموس بر زهد و ورع و امر معروف و نهى منكر نهاده بود و در مدّت 35 سال كه در الموت ساكن بود ، هيچكس در ملك او آشكارا شراب نخورد و در خم نريخت . . . » رشيد الدّين فضل اللّه در جامع التّواريخ خويش مىنويسد : « وقتى جماعتى از متابعان او ، انساب او نوشتند و بر او عرض كردند ، او آن را در آب شست و بدان رضا نداد . . . » و نشان داد كه حاضر نيست به استخوان پوسيدهء نياكان خود تفاخر نمايد .
قاضى نور اللّه شوشترى در « مجالس المومنين » ، در مقام دفاع از حسن صبّاح چنين مىنويسد : « آنكه . . . اطلاق لفظ ملحد بر حسن صبّاح كند ، يا اطلاق لفظ ملاحده بر جميع داعيان الموتيّه . . . بنا بر محض عصبيّتى است كه اهل سنّت و جماعت را با طوايف شيعه مىباشد و الا بر هيچكس مخفى نيست كه در ميان سلسلهء بنى اميه كه از سلاطين اهل سنّت و جماعتاند ، مثل يزيد - عليه من الّلعن ما يزيد - بود كه با قطع نظر از سفك دماء « 1 » و قتل شهيدان كربلا ، مباشرت عمّهء خود را بر خود مباح گردانيده و در قصيدهء مشهوره كه از منظومات اوست ، در استحلال خمر به مضمون اين بيت بيان عذر نموده كه :
فان حرمت يوما على دين احمد * فخذها على دين المسيح بن مريم
[ يعنى : اگر امروز ميگسارى در آئين محمد تحريم شده ، برگير شراب را بر دين عيسى بن مريم . ]
همچنين وليد پليد كه مصحف مجيد ( قرآن ) را هدف تير ساخته بود . و ليكن چون ايشان اظهار مذهب اهل سنّت و جماعت مىنمودند ، لفظ ملحد و زنديق را بر « يزيد » و « وليد » اطلاق نمىنمايند ، چه جاى آنكه لفظ ملاحده بر مجموع آن شجرهء ملعونه جارى سازند ؟ ! . . . » « 2 » .
هامش
( 1 ) . يعنى ريختن خونها .
( 2 ) . حسن صبّاح ، تأليف كريم كشاورز ، ص 2 و 3 .