تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
عنوان كيا در سرنامش پيدا شده بود بازداشت كردند و تا عده‌يى از علما به پشتيبانى وى برنخاستند و تا خليفه در باب آزاديش فرمان نداد ، او را رها نكردند ( المنتظم 9 / 130 - 129 ) براى غزّالى كه مبارزه به خاطر نظم و عدالت را مبدّل به مبارزه بر ضدّ نظم و عدالت مىيافت ، اين احوال البته مايهء ملال مىشد و شايد پيش خود مىانديشيد كه پيدايش اين فرقه براى آنكه اين مايه تعدّى و تجاوز اهل قدرت را محدود كند ، چندان بىفايده نبوده است . » « 1 » از آنچه گذشت به اصول عقايد و افكار بعضى از فرق اسلامى مخصوصا با نظريات سياسى و مذهبى سنّيان ، شيعيان ، اسماعيليان و قرمطيان تا حدّى آشنا شديم ؛ اكنون از مبارزات دلاورانهء حسن صبّاح سخن مىگوئيم .

سرگذشت حسن صبّاح

حسن صبّاح در شهر رى واقع در جنوب تهران كنونى متولد شد ، پدرش على ، پس از چندى ، چون در رى به بدمذهبى متّهم شده بود راه نيشابور پيش گرفت و در اين شهر عزلت گزيد و براى اعلام برائت خويش فرزند خود را نزد امام موفّق نيشابورى كه پيشواى اهل سنّت و جماعت بود فرستاد ، بنا به مندرجات بسيارى از منابع تاريخى در مكتب امام ، خواجه نظام الملك توسى و حكيم عمر خيّام نيشابورى با حسن صبّاح همدرس بودند . « روزى حسن صبّاح به رفيقان خود گفت كه ما شاگردان امام موفقيم و شك نيست كه به مقامات بزرگ خواهيم رسيد ، اكنون بايد تعهّد كنيم كه هريك از ما كه زودتر از ديگران منصب و مقامى يافت دو رفيق ديگر را نيز در آن مقام با خود شريك سازد . . . و هر سه در اين‌باره تعهّد كردند . پس از آنكه خواجه نظام الملك ، به خدمت الب ارسلان سلجوقى پيوست . . . و در سال 456 ه . ق مستقلا به وزارت رسيد ، حكيم عمر خيام نزد وى رفت و عهد قديم را يادآور شد ؛ خواجه نظام الملك ، مىخواست او را به سلطان سلجوقى معرفى كند . . . ولى خيّام نپذيرفت و خواجه سالى 1200 دينار براى او به املاك نيشابور حواله كرد و خيّام در آنجا به كارهاى علمى خود مشغول شد . امّا حسن صبّاح مدتى
هامش
( 1 ) . فرار از مدرسه ، از ص 111 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 127 | مرتضى راوندى