تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

نقش احمد بن عبد الملك عطاش

بزرگترين كسى كه از ميان آنان در تواريخ اين عهد مىيابيم احمد بن عبد الملك عطّاش است ، وى به شعر و ادب و زهد و تقوا شهرت داشت « . . . و سرانجام بر اثر آزار ائمهء متعصّب اصفهان از آن شهر گريخت و به رى شد و از آنجا به حسن صبّاح پيوست و اين عبد الملك را پسرى بود احمدنام كه در عهد پدر كرباس‌فروشى مىكرد ، و از مذهب پدر تبرى مىنمود و بدين سبب پس از فرار پدر كسى متعرّض او نشده ، و او در خفا سرگرم نشر دعوت اسماعيلى بود » « 1 » احمد ، شاه دژ را كه از قلاع استوار اصفهان و مجهّز به انواع سلاح بود تصرّف كرد . و دعوت‌خانه‌يى نزديك اصفهان بنا كرد ، قريب سى هزار نفر از مردم اصفهان را به مذهب خود درآورد و نزديك 12 سال به فعاليت تبليغى خود ادامه داد ، بسيارى از مخالفان خود را از پاى درآورد ، عاقبت سلطان محمّد به جنگ با او برخاست ، احمد و فرزندش پس از يك مبارزهء دلاورانه تسليم سلطان شدند . و زنش در حالى كه لباس فاخر بر تن داشت ، خود را از فراز قلعه به زير افكند و جان سپرد . رفتار محمّد با احمد و ديگر اسيران بسيار وحشيانه بود ؛ به قول نويسندهء راحة الصّدور : « هفت روز آويخته بود و تيربارانش مىكردند و به عاقبت بسوختندش . . . » ( ص 161 ) . پس از پايان كار احمد بن عبد الملك ، پادشاه سلجوقى به فكر برانداختن حسن صبّاح سوّمين و بزرگترين داعى خلفاى فاطمى افتاد ولى مرگ به او مهلت نداد .

مبارزهء غزالى با اسماعيليان و باطنيان

« . . . كتابى كه غزّالى به نام فضائح الباطنيّه نوشت در حقيقت با بيان رسواييهاى باطنيان ، مبارزه‌يى را كه خلافت و سلطنت با آنها در پيش گرفته بودند توجيه مىكرد ؛ وقتى وى نشان مىداد كه جوهر تعليم باطنىها بازگشت به تعليم فلاسفه و مجوس است و آنها با قرآن و شريعت محمّدى سر و كارى ندارند طبعا تعقيب و آزارى كه از جانب خلفا و سلاجقه نسبت به آنها مىشد جايز و لازم شمرده مىشد و بدين‌گونه با ردّ باطنىها ، غزّالى سياست خليفه ، سياست نظام الملك و سياست
هامش
( 1 ) . تاريخ ادبيّات ، دكتر صفا ، ج 2 ، ص 167 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 125 | مرتضى راوندى