فاطميان با آمدن تركان سلجوقى تبليغات خود را در سرزمين خراسان گسترش دادند ، به عنوان نمونه مىتوان از كوششهاى ناصر خسرو ياد كرد ، داعى بزرگ آنان مويّد فى الدّين در سال 1059 ميلادى بساسيرى فرماندهء پاسداران آل بويه را ، كه مركّب از ديلميان و تركان بود ، به شورش واداشت ؛ موقع براى شورش مساعد بود ، زيرا طغرل با سپاهيان خود ، به جنگ رفته بود و خليفه عملا قدرتى نداشت ، آل بويه برافتاده بودند ، در بغداد بين سنّيان و شيعيان پيوسته زد و خورد مىرفت ، شهر دچار فتنه و آشوب بود ، بساسيرى به آسانى بغداد را تصرّف كرد و به فرمان او 16 ماه خطبه بنام « خليفهء فاطمى » خواندند . قائم خليفهء عباسى به دست بساسيرى دربند افتاد ، او جريان را به طغرل اطلاع داد و سپاهيان طغرل بار ديگر بغداد را تصرّف كردند ، بساسيرى را كشتند و دولت فاسد خلفا را زنده كردند . ماجراى بساسيرى آخرين كوشش جدّى فاطميان براى گسترش قدرت در شرق بود . . . « 1 » به اين ترتيب مىبينيم از اواخر قرن سوّم هجرى راه و رسم اسماعيليان و اصول عقايد و افكار آنها به سرعت گسترش مىيافت تا جائى كه المعز لدين اللّه خليفهء فاطمى در نامهيى كه به يكى از پيشوايان قرامطه نوشت از فعاليت روزافزون آنان سخن گفت : « ما من جزيرة فى الارض و لا اقليم الا و لنا حجج و دعاة يدعون الينا » حوزهء فرمانروايى خلفاى فاطمى كه در آغاز منحصر به نقطهيى از افريقا بود اندكاندك گسترش يافت و مصر و شام و حجاز و يمن و ديار بكر و موصل و بعضى نواحى عراق را شامل شد . در زمان چهارمين خليفهء آنها المعزّ لدين اللّه ( 365 - 341 ) به سردارى جوهر سپهسالار بزرگ فاطمى ، مصر فتح شد ( 358 ) و شهر قاهره ( معزيّه ) بنياد نهاده شد و پايتخت فاطميان از افريقا به قاهره انتقال يافت و در زمان مستنصر هشتمين خليفهء فاطمى ( 487 - 427 ) كار آنان چنان بالا گرفت كه ارسلان بساسيرى به طورى كه گفتيم بر بغداد دست يافت و خطبه به نام مستنصر خليفهء فاطمى كرد ورايات سپيد را كه شعار علويّه بود به جاى شعار سياه عباسى برافراشت . » « 2 » و اگر حمايت سلاجقه نبود كار يكسره مىشد و خلافت عبّاسى منقرض مىگرديد « 3 » . چون سلسلهء
هامش
( 1 ) . برتلس ، ناصر خسرو و اسماعيليان ، ترجمهء آرينپور ، از ص 106 به بعد و ص 119 و 134 .
( 2 ) . غزّالىنامه ، جلال همائى ، ص 28 به بعد .
( 3 ) . فرقه اسماعيليه ، پيشين ، ص 11 .