شمار 30 هزار نفرى بودند كه در راه عمران اين جمهورى كوشش مىكردند .
در لحسا ، تعدادى آسياب عمومى بود كه گندمهاى مردم را مجانا به آرد تبديل مىكرد ، جمهورى لحسا كاملا غير مذهبى بود و از روزه ، نماز ، دعا ، مسجد و زيارت اماكن متبرّكه در اين سرزمين سخنى در ميان نبود ، يك نفر بازرگان فارسى بنام على بن محمّد اجازه گرفت تا مسجدى در اين سرزمين براى مسافرينى كه از خارج مىآيند به پا كند .
ذخيرهء بانك ملّى را مقدارى طلا تشكيل مىداد ، براى مصرف داخلى سكّههاى مسى به كار مىرفت ، مخصوصا سكهء مسى را انتخاب كرده بودند تا قابل صدور نباشد .
مديران و هيئت حاكم اين منطقه با عدالت و مساوات با مردم رفتار مىكردند و به آنها فقط « سيّد » يعنى آقا گفته مىشد .
لحسا از بركت موقعيت مهم اقتصادى كه داشت از تجارت جهانى سود كلانى بدست مىآورد ، اين حكومت با ممالك مسلمانى كه با اصول اقتصادى كهنه و سنن و عقايد خرافى زيست مىكردند مبارزه مىكرد . طبقهء اشراف ، مخصوصا علما و روحانيون بين النّهرين و سوريه از دوام قدرت اين جمهورى سخت نگران بودند . » « 1 »
دستگاه خلافت ، مخصوصا از دورهء الموفّق خليفهء عباسى به بعد بيش از پيش در سراشيبى سقوط افتاد ، مالياتها به سختى وصول مىشد دولت ناگزير بود از راه قرضه و اجاره دادن استانهاى مختلف و فروش خالصه و صدور حواله و برات براى نواحى مختلف و اقدامات نيرنگآميز ديگر موقعيت خود را حفظ كند ، ولى اين تشبّثات نهتنها به ورشكستگى خزانه منتهى گرديد بلكه حيثيت و آبروى دستگاه خلافت را نيز بر باد داد .
در نتيجهء احتكار ، قيمتها بالا رفت ، مواد اوّليهء غذايى ناياب شد ، مردم از آشفتگى به جان آمدند اهالى بغداد در مساجد جمع شده دست به خرابكارى زده پل چوبى دجله آتش زدند و عليه حكومت سنگربندى كردند ، در اين دوران خلفاى عباسى مانند سلاطين انگلستان ، سلطنت مىكردند و حكومت و فرمانروائى در
هامش
( 1 ) . نقل و تلخيص از زندگى روزمرهء مسلمين ، اثر دكتر مظاهرى ، ترجمه مرتضى راوندى ص 125 به بعد .