نمونهيى چند از فداكارى و قدرتنمايى فدائيان اسماعيلى
چگونگى كارد زدن فدائيان اسماعيلى و تدابير و نقشههاى آنان براى رام كردن و به زانو درآوردن دشمنان و مخالفان در كتب مسطور است و اين چند مورد را براى نمونه ذكر مىكنيم : دكّاندارى در سارى از گوشهء دكان مىجهد و در اسپهبد شاه غازى درمىآويزند و او را با كارد مىزند ( ابن اسفنديار ، تاريخ طبرستان ، ج 2 ، ص 68 ) ؛ مردى بهصورت دانشجويان در مجلس درس امام فخر رازى مىنشيند و پس از ختم درس به او حملهور مىشود و تهديد مىكند كه « اگر دوباره سخنان تند و زننده دربارهء بزرگان مذهب شيعه بگوئى ، طعمه اين كارد مىشوى » و استاد هم از فرداى آن روز از بيم جان روش درس خود را تغيير مىدهد ( مقدمهء الرّسالة الكماليّه ، فخر رازى ) ؛ شخص ديگرى كه به ظاهر از خادمان سلطان سنجر بوده ، كاردى در خوابگاه سلطان فرو مىكند و سپس به دو پيغام مىدهد كه « اگر نه به سلطان ارادت خير بودى ، آن كارد كه شب در زمين درشت نشاندند در سينهء نرم او استوار كردندى » ، از آن پس سلطان از بيم جان خود به صلح با ايشان مايل مىشود ( جوينى ، تاريخ جهانگشا ، ج 3 ، ص 116 ) ؛ در خوابگاه صلاح الدّين ايّوبى كه گرداگرد آن را نگهبانان مسلح احاطه كرده بودند ، نيز يك تن فدايى خنجرى به زمين فرو برد و نامهيى در كنار آن نهاد بدين مضمون : از قدرت پيشواى ما « سنان » مگر آگاه نيستى كه بدينگونه از حد خود تجاوز مىكنى ، ما مىتوانستيم تو را بكشيم ولى بخشيديمت تا ببينيم پس از اين چه مىكنى ( عارف تامر ، سنان و صلاح الدّين ، ص 90 ) ؛ تا آنجا كه دشمن بزرگ و سرسخت آنان يعنى خواجه نظام الملك طوسى به زخم دشنهء يك تن فدايى چشم از دنيا فرو مىبندد ( جوينى تاريخ جهانگشا ، ص 111 ) .