خود مىديدند ، به داشتن اين مذهب متهمّش مىساختند و سپس او را نابود مىكردند . . . » « 1 » .
عكس العمل اهل سنّت و جماعت در برابر آدمكشى اسماعيليان
اسماعيليان و پيروان حسن صبّاح ، پس از آنكه موقعيّت نظامى خود را استحكام بخشيدند نخستين كار بزرگى كه انجام دادند قتل نظام الملك بود ؛ پس از آن به فواصل كوتاه مخالفان خود را يكى بعد از ديگرى كشتند كه از آن جمله عبد الرّحمن اسميرمى وزير مادر بركيارق در 491 ه . ق ، بلكا در 494 ، جناح الدوله در مسجد حمص در 496 ه . ق ، قاضى ابو العلا سعيد نيشابورى در 499 ه . ق ، فخر الملك از پسران نظام الملك در 500 ه . ق ، قضاة اصفهان و نيشابور و عبد الواحد رويانى در طبرستان در 502 ه . ق ، مودود در مسجد دمشق در 570 ه .
ق و دهها نفر اشخاص ديگر كه كمابيش شهرت و اهميت داشتند ( صورت مفصل كشتگان را در تاريخ اسمعيليه ، بخشى از زبدة التواريخ ابو القاسم كاشانى به تصحيح آقاى محمّد تقى دانشپژوه بخوانيد ) .
« البته پيروان مذهب سنّت و جماعت در مقام خونخواهى برآمدند و به طرز وحشيانه انتقام گرفتند : مثلا مىخوانيم كه در نيشابور به تعقيب و تعذيب « ملاحده » و آزار اهل بدعت و افراد آزادانديش و بىاعتقاد و كافركيش پرداختند ( 490 ه . ق ) و در سال 495 ه . ق به فرمان بركيارق باطنيان را قتلعام كردند ، سعد الملك وزير را با چهار تن از باطنيان و ابن عطّاش معلوم الحال و برخى از پيروانش را به سال 501 ه .
ق به دار آويختند و به چهار ميخ كشيدند ، هفتصد تن از باطنيان را در شهر « آمد » به سال 518 ه . ق يكجا كشتند ؛ كشتار بزرگترى به خونخواهى معين الملك وزير و عبّاس رازى در سال 521 ه . ق روى داد . عباس از سرسختترين و سنگدلترين دشمنان ملاحده بود و از جمجمهء آنها اهرام مىساخت و در سال 541 كشته شد . . . .
در ميان شخصيتهاى بزرگ ، بركيارق متهم شده بود كه متمايل به آنهاست يا لااقل به مقياس زيادى در حقّ آنها چشمپوشى و گذشت روا داشته است . . . بركيارق ،
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، از ص 236 تا 239 ( به اختصار ) .