تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
قيام مسلّحانهء مردم مخالفت مىورزد ؛ طبيعى است در چنين جامعه‌يى با اين همه تضاد و اختلاف ، از فضيلت و عدالت يا به تعبير او از « مدينه فاضله » اثرى نمىتوان يافت .

ريشهء مبارزهء عبّاسيان با فاطميان و قرمطيان

چنان كه تاريخ خلافت عبّاسيان نشان مىدهد اكثريت قريب به اتّفاق خلفاى عباسى از جهت بىاعتنائى به مبانى مذهبى و گرايش به فساد و انحطاط اخلاقى دست كمى از خلفاى اموى نداشتند ، بنابراين نبايد تصور كرد كه نيّت و منظور عبّاسيان از مبارزهء جدّى و بىامان با فاطميان و قرمطيان صرفا « حفظ بيضهء اسلام و صيانت دين از دستبرد آنان بوده است » ، بلكه علّت اساسى اين بود كه فاطميان در غرب ، دولتى تشكيل دادند و از لحاظ سياسى و اقتصادى ، رقيب خطرناكى براى عبّاسيان گرديدند و « قضيه ، رنگ سياسى پيدا كرد » و دستگاه خلافت عباسى با تمام وسايلى كه در دست داشت به مبارزه آنها برخاست . القادر باللّه در سال 451 محضرى از تمام علماى شيعه و سنّى برپا كرد و فتوائى بر كفر و الحاد فاطميان و دروغ بودن انتساب آنها به خاندان نبوّت صادر كرد كه آن را در تمام كشورهاى اسلامى بر منابر خواندند . محمود غزنوى ، به جستجو و تعقيب رافضى و قرمطى برخاست و خونها بريخت و پس از وى سلجوقيان عمل او را دنبال كردند و خواجه نظام الملك در ترغيب سياستمداران بغداد و تعقيب اسماعيليّه تدبيرها به خرج داد . پس مبارزه ، صرفا دينى و مذهبى نيست ؛ خلفاى عباسى نگرانند از اينكه همان بلائى كه بر سر امويان آمد ، يعنى بنام خاندان رسالت در كشورهاى اسلامى تبليغات دامنه‌دارى برپا و منجر به سقوط آنها شد ، بر آنها نيز نازل شود و فاطميان به اسم خاندان رسول و انتساب به حضرت فاطمه اساس قدرت و حكومت آنها را فرو ريزند ؛ در اين راه حتّى از ساختن نسب‌نامه براى خلفاى فاطمى كوتاهى نكردند . نمونه‌يى از اين تلاش پيگير ، كتابى است كه از امام محمّد غزّالى به نام « فصايح الباطنيّه » كه به امر « المستظهر باللّه » خليفه فراهم گرديده است . مؤلّف در مقدمهء كتاب مىنويسد : « از آغاز اقامت در بغداد در اين آرزو بودم كه خدمتى سزاوار « مقام مقدس نبوت و امامت مستظهرى » كنم و به عنوان شكر نعمت ، كتابى در علم