تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
سنّت را به طرز فلسفى منظّم سازد كه خود اين امر موجب دشمنى اهل حديث با غزّالى شده است . آنچه مسلّم است غزّالى با فلسفه و انديشه‌هاى فلسفى عصر خود آشنا بوده است ، وى نه‌تنها با افكار فارابى و ابن سينا آشنائى كامل دارد بلكه آثار فيلسوف و طبيب ، ابو بكر رازى ، كتب مسكويه و از همه مهمتر رسائل اخوان الصّفا را كه بعضى از مؤلفين آنها ، پيوستگيهاى اسماعيلى داشته‌اند عميقا مىشناسد ؛ از اين جهت دريافت بسيارى از ابعاد فكرى غزّالى مستلزم توجّه دقيق به پديده‌هاى باطنى است ، غزّالى به رغم اسماعيليّه با « تشكيك » مخالف بود ، مگر نه آنست كه دعاة اسماعيلى براى جلب مردم ، ابتدا بذر شكّ و ترديد عقيدتى در دلها مىافشاندند ؟ . . . تجزيه و تحليل وضعيّت سياسى عصر غزّالى ، يكى ديگر از عواملى است كه فهم نظام فكرى او را آسان مىسازد ، غزّالى با سفرهائى كه به عراق ، شام ، حجاز ، عربستان ، و نيز به مراكز عمدهء ديگر نظير خراسان شرقى و به خصوص طوس و نيشابور كرده ، توانسته از نزديك اوضاع و احوال سياسى زمان خود را مطالعه كند ؛ و از سوى ديگر ، اين كلامى و فقيه ، در مقام مشاور نظام الملك و سپس در دوران اقامتش در بغداد ، در مقام مشاور دو خليفهء عباسى ، تعهّد كامل سياسى پيدا كرده است . غزّالى از برهم خوردن صلح اجتماعى و بروز فتنه كه به جنگ و اغتشاش و فساد و هرج و مرج منتهى مىشود ، بيمناك است ، بطورى كه وى حتّى از ورود به بحث در مسأله مشروعيّت قيام مسلّحانه خوددارى مىكند ، معهذا با وجود وفادارى به دولت و علىرغم قدرت او ، غزّالى حقّ انتقاد و اعتراض به دولت را منكر نمىشود ، مشروط بر اينكه اعتراض و انتقاد ، به نظم عمومى و صلح اجتماعى خللى وارد نياورد . هرچند جميع مؤمنان در نظر خداوند برابرند اما جامعه‌اى كه غزّالى در نظر دارد ، جامعه‌اى است كه به طبقات و قشرهاى مختلط تقسيم شده است . دو طبقهء بزرگ در صدر جامعه قرار گرفته‌اند : امرا و علماى شرع . منظور از امرا ، در درجهء اول خليفه است كه به مناسبت منصبش ، مقام اوّل را اشغال مىكند ، بعد از او سلاطين و امرا و به طور كلّى تمام كسانى كه قدرت را در دست دارند جاى مىگيرند ؛ اصطلاح علماى شرع ، همه كسانى را دربر مىگيرد كه به علوم دينى اشتغال دارند ، اعم از متكلّمين ، محدّثين ، وعّاظ ، فقها ، عارفين و هركس كه صاحب عنوان است . در ميان