تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
غزّالى به ما معرّفى مىكند ، از بسيارى جهات به مدينهء فاضلهء فارابى و خيلى بيشتر از آن به مدينه فاضله اخوان الصّفا شباهت دارد : انسان مختار و آزاد است ، وى بايد با جهد خويش و يارى خدا مدينه فاضلهء خود را بنا كند ، مدينه‌يى كه در عين تفاوت‌ها و طبقه‌بنديها متّحد و يگانه است . . . در مقابل مدينهء فاضله ، جوامع فاسد و منحط قرار دارند ؛ سعادت از نظر اين جوامع در تحصيل مال و كسب هرچه بيشتر قدرت خلاصه مىشود . چنين مفهومى از سعادت ، مفهوم غلطى است . در اين كه غزّالى در ساختن مدينهء فاضله شكست خورده شكّى نيست ، غزّالى شكست خورده زيرا نمونهء مدينهء فاضله را به خلفايى عرضه مىكرده كه بيشتر درصدد نجات خود بوده‌اند تا انجام اصلاحات . غزّالى ، شكست خورده زيرا نمونه مدينه فاضله را به امراى سلجوقى ارائه داده و حال آنكه قصد اينان از شناسايى رسمى مقام خلافت ، بيشتر توجيه فتوحاتشان بوده تا كوشش براى استقرار شرع . . . « 1 » . غير از آنچه هانرى لائوست يادآور شده ، مىتوان مهمّترين علل شكست مدينهء فاضلهء غزّالى ، فارابى و اخوان الصفا را در آن دانست كه آنان به نقش و تأثير منافع اقتصادى طبقات مختلف جامعه در پيدايش حكومت‌ها توجّه نكرده‌اند . در جامعهء عصر سلجوقيان چنان كه تاريخ نشان مىدهد ، امرا و علماى شرع زمين‌داران بزرگ و سران سپاه ، در عين‌حال كه در جاه‌طلبى و افزون‌خواهى با هم رقابت مىكردند ، منفعت و مصلحت اقتصادى و اجتماعى خود را در تحميق و بهره‌كشى از طبقهء وسيع كشاورزان و پيشه‌وران مىدانستند و مايل نبودند كه اكثريت مردم بيدار شوند و از حاصل كار خود ، به نحوى شايسته برخوردار گردند و در انتخاب زمامداران شركت جويند و نسبت به اعمال گردانندگان حكومت نظارت و انتقاد نمايند و دربارهء صحّت و سقم تعاليم اديان و مذاهب مختلف بينديشند و راست را از دروغ باز شناسند . غزّالى به اقتضاى زمان ، تنها به طبقه روحانيان كه به قول خودش اكثريّت آنان غرق فساد و خودخواى بودند ، اجازه امر به معروف و نهى از منكر مىدهد ؛ وى براى اكثريّت مردم و عقايد و افكار آنان ، ارزش و احترامى قايل نيست . غزّالى براى حفظ امنيّت و آرامش ، با هر نوع عمل اعتراضى شديد و
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 549 به بعد .