اى كه گرديدى و جستى و نديدى در جهان * يك جنيد و شبلى و معروف كرخ و بايزيد
ديده بگشا تا عيان بينى به هر گوشه هزار * عمر و عاص و عتبه « 1 » بو جهل و مروان و يزيد
* * *
بر صدور زمان ، زان نه جاى دارم و جاه * كه كنگ « 2 » و مسخره و شوخ و زن به مرد نيم
نيم دو روى و منافق چو ماه و تير و از آن * به عيش و قدر چو ناهيد و اورمزد نيم
از آن ز كسب فضايل نه سيم دارم و سان * كه رشوهگير و رباخوار و وقف دزد نيم
انتقاد سالم در هنر و ادبيات : « براى آنكه انتقاد بتواند به حربهء كارآيى در پيشرفت هنر بدل شود ، بايد محيط روحى و اخلاقى لازم آن نيز پديد شود . . . وحدت ظاهرى و سالوسانه بد است ، تفرقهء ستيزجويانه نيز بد است ؛ وحدت اصولى نه ستيزه را برمىتابد و نه سالوسى و عيبپوشى را ؛ ما بايد فن اين همبستگى نوين انسانى ثمربخش را در عمل بيازمائيم . نقادان ما بايد در چنين محيطى ، و براى ايجاد چنين محيطى عمل كنند ، محيطى كه اين بيت جامى به خوبى آن را توصيف مىكند : « 3 »
بيگانه تنيم و آشنا دل * پر جنگ زبان و پر صفا دل
ناقد بايد خبره ، عادل و صريح باشد و انتقاد شنونده ، بايد حق دوست و ستايش پسند و زودرنج و نقد گريز نباشد و بداند كه به قول عطار :
هركه دون حق ، ترا نامى نهد * تو يقين دان كو ، ترا دامى نهد
يا به قول سعدى : كور ، بهتر از بينايى است كه حاضر به ديدن و شنيدن خطاهاى خود نيست .
گر هردو ديده هيچ نبيند ، به اتفاق * بهتر ز ديدهيى كه نبيند خطاى خويش « 3 »
اشتلم : غير از هجو و هجاء ، در مواردى ، شرايط و اوضاع و احوال ايجاب مىكند كه
هامش
( 1 ) . عتبة ابن ربيعه ، مانند عمر عاص و بو جهل و مروان از مخالفان جدى اسلام بودند .
( 2 ) . كنگ ، مرد ستبر و قوىهيكل ، چنان كه شاعر گويد :گه گريبانم بگيرد قحبهاى * گاه كنگى بشكند دندان من« رشيدى »
( 3 ) . احسان طبرى : سخنرانى دربارهء شعر از مجله شوراى نويسندگان و هنرمندان ايران ص 18 .