هركه ترا هجو گفت و هجو ترا خواند * روز شهادت زبان او نشود گنگ
منجيك ترمذى
* * *
مادحت گر هجو گويد ، برملا * روزها سوزد دلت زان سوزها
مولوى
* * *
گر هجا گويم رمد از پيش من ديو سپيد * ور غزل خوانم مرا منقاد گردد اژدها
مسعود سعد
* * *
شاعران را خه و احسنت مديح * رودكى را خه و احسنت هجى است
شهيد بلخى
هجو و هجاء در قرآن سوره نساء آيه 148 منع شده است : «
لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً عَلِيماً .
» « 1 »
كمال الدين اسمعيل اصفهانى با توجه به يكى از آيات قرآن در مذمت ظلم ، چون خود را مظلوم ديده ، در ديوان خود مىگويد :
اگر در شعر ، من زين پس يكى شعر هجا گفتم * مرا معذور مىبايد داشت چون آن بيت مىخوانى
روا باشد هجاى آنكه حق من كند ضايع * بخوان آن « لا يحب اللّه » اگر قرآن همى دانى
در آثار لطف اللّه نيشابورى از شعراى پارسىگوى قرن نهم ، معاصر امير تيمور و شاهرخ ، اشعار و نظريات انتقادى نيز ديده مىشود :
جز رنج نيست بهرهء صاحب هنر ز چرخ * در دانش ار فنون هنر را مدرس است
* * *
امروز منم به چشم فكرت * در حالت خود نگاه كرده
در دهر همه ستم كشيده * در عمر همه گناه كرده
همين شاعر در جاى ديگر جامعهء عصر خود را جولانگاه عناصر فاسد و نابكار مىداند :
هامش
( 1 ) . خدا دوست ندارد كسى را كه كلمات زشت بر زبان آورد مگر مظلوم وقتى كه به ظالم خود ناسزا گويد