تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
قايل به تناسخ و رجعت اموات بودند ؛ محمود فضل اللّه خود را همان مهدى موعود مىخواند كه پيامبر اسلام به آمدن وى بشارت داده است . او مىگفت دور عرب به پايان رسيد و از اين پس دور ، دور عجم است و مدّت اين دور هشت هزار سال خواهد بود و در آن دوران هشت مبيّن خواهند آمد كه نخستين ايشان خود اوست . . . از كتابهاى زيادى كه محمود نوشته ، تنها يك كتاب به نام ميزان به دست ما رسيده است . اين طايفه در زمان سلاطين صفويّه تحت تعقيب و تفتيش عقايد واقع شده و قتل عام شدند و گروهى به هندوستان رفتند ، محمود پسيخانى مدّتى در ساحل رود ارس مىزيست و مردى صالح و با تقوى بود ، هيچگاه زن نگرفت و در سال 831 هجرى درگذشت . . . » « 1 » نقطوىها در هندوستان : مجتبى مينوى دربارهء اين جماعت مىنويسد : « نقطويها ، يكى از فرقه‌هاى مسلمانند كه در قرن دهم هجرى در هندوستان مقام و اعتبارى تحصيل كردند و شيخ ابو الفضل پسر شيخ مبارك كه در هندوستان به منصب وزارت جلال الدين محّمد اكبر پادشاه رسيد ، از پيشروان اين مذهب بود و منشورها و رساله‌ها مىنوشت و به ايران مىفرستاد و مردم را به اين مذهب ، دعوت مىكرد « 2 » و در ايران اين طريقه اندك شيوعى يافت ؛ در عالم آراى عباسى گفته شده است كه اين طايفه به مذهب حكما ، عالم را قديم شمرده‌اند و اصلا اعتقاد به حشر اجساد در قيامت ندارند و مكافات حسن و قبح اعمال را در عافيت و مذلّت دنيا قرار داده بهشت و دوزخ ، همان را مىشمارند . تأثيرى كه اين اعتقاد در عمل نقطويها داشته است از قرار معلوم اين بوده است كه وسيع المشرب شده بودند ، يعنى شراب مىنوشيده‌اند و رسوم شرع را منظور نمىداشته‌اند و سخنانى مىگفته‌اند كه ساير مسلمين آنها را به كلمات واهيّه و انحراف از جادهء شريعت و افتادن به راه الحاد تعبير مىنمودند . . . » « 3 »

مبارزات مذهبى

نكته‌يى كه بايد بدان توجه داشت اينكه از اواخر عصر تيمورى ، مبارزات مذهبى به‌خصوص جنگ شيعه و سنّى قوت مىگيرد ،
هامش
( 1 ) . نقل و تلخيص از مقالهء دكتر محمّد جواد مشكور در پيرامون فتنهء حروفيّه ، در مجّلهء بررسيهاى تاريخى ، از صفحهء 133 به بعد . ( 2 ) . نقل و تلخيص از همان مجلّه صفحهء 133 به بعد . ( 3 ) . داستان‌ها و قصّه‌هاى مينوى ، ص 139 به بعد ، براى كسب اطّلاعات بيشتر رجوع كنيد به كتاب عالم‌آراى عبّاسى ، اسكندر بيك ، از ص 323 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 630 | مرتضى راوندى