و ظاهرا با فرقهء حروفيّه ارتباط داشتهاند . بكتاشيه در عهد سلطان محمد دوم عثمانى به واسطهء انحلال تشكيلات ينى چرى ضعيف شدند و بعضى تكايا و خانقاههاى آنها ويران گشت . اما در اواسط قرن نوزدهم مجددا به تجديد اساس تشكيلات خود پرداختند ، تا آنكه در 1925 مجددا مانند ساير فرق صوفيه از فعاليت ممنوع شدند . و هرچند در تركيه جديد امروز ديگر فعاليت علنى و رسمى ندارند ، اما ادبيات تركيه از تأثير افكار آنها بر كنار نيست و تشكيلات آنها در آلبانى هنوز تا حدى قوت دارد و نيز در مقطم نزديك قاهره ، تكيه بزرگ بكتاشيه هنوز داير و برقرار است . » « 1 »
در پيرامون طريقت حروفى
عماد الدّين نسيمى و سازمان مخفى حروفيون : « نسيمى در اواسط قرن 14 ميلادى در شهر شماخى به دنيا آمد و در همين شهر به كسب علم همّت گماشت ، سنين جوانى شاعر ، مقارن با دوران استيلاى تيموريان بر سرزمين آذربايجان بوده است . در اين هنگام طريقت جديدى به نام طريقت حروفى كه نمايشگر اعتراض هنرمندان و صنعتگران شهرى نسبت به بيدادگريهاى تيمور ، و دعوت مردم به مبارزه عليه او بود قدم به ميدان پيكار مىگذارد و مبتكر و موجد اين مسلك يعنى فضل اللّه نعيمى تبريزى به قصد اشاعهء افكار خود به شهرهاى بسيارى از خاور زمين مسافرت كرده ، از جمله به شهر شيروان و سپس به باكو آمده است . اسناد و مدارك تاريخى نشان مىدهد كه در اين سالها باكو مبدّل به مركز طريقت حروفى مىگردد ، و يك عدّه از پيروان اين طريقت در شهر باكو دست به كار ايجاد سازمان مخفى حروفيّون مىشوند و از اينجا به قصد ترويج و اشاعهء عقايد خود ، مبلّغانى به كشورهاى مختلف خاور زمين اعزام مىدارند . در اين موقع شاعر جوان عمادّ الدين على نيز با افكار و عقايد فضل اللّه نسيمى آشنا مىگردد و به ديدار او مىشتابد ، عقايد او را مىپذيرد و به علامت احترام به وى ، اشعار خود را با تخلّص نسيمى مىسرايد . . .
فضل اللّه نيز شاگردان شايسته و بااستعداد خود را بهمنظور ترويج و اشاعهء مسلك حروفى ، به شهرهاى خاور اعزام مىدارد ؛ وى اصول و شالودهء نظرى مسلك حروفى را در
هامش
( 1 ) . دايرة المعارف همان كتاب ، ص 436 .