و نيك نهاد ، مانند مأمون خليفه عباسى به بحث و گفتگو با اهل علم رغبتى تمام داشت و خود مردى نويسنده و مترسلى بليغ و توانا بود . خواندمير در حبيب السير در وصف او مىنويسد : « هرشب جمعه با علما طرح صحبت انداخته ، در چهار صفه كه از صفاى باطن فرخنده ميامنش حكايت كردى مىنشست و آن جماعت را على اختلاف مراتبهم در آن مجلس جاى مىداد و بعد از وقوع مباحث علمى از هركس سخنى سنجيده مىشنيد ، او را به خود نزديكتر مىگردانيد . » « 1 »
از جمله شخصيّتهاى علمى اين دوران كه مورد عنايت خواجه غياث الدين بود ، حمد اللّه مستوفى نويسنده تاريخ گزيده است كه در سال 730 ، اثر تاريخى خود را به نام او تأليف كرد و ديگر قاضى عضدّ الدين ايجى « 2 » كه كتاب مواقف و فوايد غياثيه را به نام او نوشت و ديگر قطب الدين رازى و سلمان ساوجى و اوحدى كرمانى را مىتوان نام برد . از كارهاى خير اين وزير دانشدوست تعمير مجدد ربع رشيدى است كه بعد از قتل خواجه رشيد الدين فضل اللّه غارت و ويران شده بود ؛ ولى اين يادگار خير نيز پس از قتل خواجه غياث الدين ، بار ديگر دستخوش نهب و غارت اوباش و اراذل گرديد و بسيارى از نفائس كتب و آثار گرانبهاى آن به تاراج رفت .
در ميان رجال سياسى و فرهنگى اين دوران ، استاد البشر خواجه نصير الدين طوسى نقشى مهم در حيات فرهنگى ايران ايفا نمود ، وى كه در هيئت و نجوم دست داشت ، توانست به نام ساختن رصدخانهء مراغه ، از حيف و ميل اوقاف ممالك ايلخانى جلوگيرى كند و براى پايان دادن به كار رصدخانه ، تنى چند از بزرگان علم را در مراغه گرد آورد و حوزهء مهمّى براى تعليم و تربيت دانشپژوهان ترتيب داد ؛ كتابخانهاى كه به همت والاى او تأسيس گرديد داراى چهارصد هزار مجلّد اثر خطى بود . » « 3 »
هامش
( 1 ) . حبيب السير ، چاپ تهران ، ج 3 ، ص 224 به بعد .
( 2 ) . ايج قصبه است در فارس
( 3 ) . مأخوذ از تاريخ مغول ، عباس اقبال آشتيانى ، ص 502 .