حروفيّه و بكتاشيّه
چون دو فرقهء حروفيّه و بكتاشيّه در حيات اجتماعى و ادبى مردم در قرن هشتم ه . ق تا حدى مؤثر بودهاند ، اجمالا به احوال اين دو فرقه اشاره مىكنيم .
فرقهء حروفيّه
در دورهء تيموريان فرقهاى به ظاهر مذهبى منسوب به فضل اللّه استرآبادى حروفى ، شروع به فعاليت كردند « اين فرقه عقايدى شبيه به اقوال صوفيه داشتهاند و براى حروف خواص عجيب قائل بودند . فضل اللّه استرآبادى ، مؤسس اين فرقه ، در زمان امير تيمور مىزيسته و تعاليم و آراء خود را در كتابى بنام جاويدان كبير نوشته است .
در زمان شاهرخ تيمورى و پس از او نيز حروفيه وجود داشتهاند ، و باآنكه پس از واقعهء سوء قصد به شاهرخ و واقعهء احمد لر ، حروفيه تحت تعقيب واقع شدند ، اما بقايايى از آنها در مملكت عثمانى مىزيستهاند ، و بكتاشيّه در واقع تا حدى وارث مبادى آنها بودهاند . » « 1 »
بكتاشيّه
بكتاشيّه فرقهاى از صوفيه و منسوب به حاجى بكتاش ولى هستند كه احوال او با گذشت زمان با قصهها و افسانهها آميخته شده است . گويند پيشواى آنها محمّد نام داشته و اصلا از اهل نيشابور خراسان بوده است ، و در سنه 738 ه . ق وفات يافته است .
ولى در كتابى عربى الاصل به نام مقالات حاجى بكتاش ، كه بعدها به شعر و نثر به تركى ترجمه شده است ، بههيچوجه دربارهء تعاليم و عقايد خاص فرقه بكتاشيّه تأكيد و اصرارى نشده است ، اما در هرحال درويشان بكتاشى كه مذهب شيعى دارند و در محبّت على ( ع ) و اقامه ماتم ماه محرم تأكيدى تمام مىورزيدهاند ، در قرن پانزدهم ميلادى در عثمانى ، تشكيلات مرتبى داشتهاند و در قرن شانزدهم ميلادى « باليم سلطان » مشهور به « پير دوم » مبانى و اصول عقايد بكتاشيه را مدوّن و مرتب كرده است .
بكتاشيه كه تشكيلات نظامى ينى چرى به آنها منسوب است ، خانقاهها و تكيههاى بزرگ در بلاد عثمانى داشتهاند ، و مشايخ آنها غالبا نزد عامه ، به كرامات منسوب بودهاند
هامش
( 1 ) . دايرة المعارف فارسى ، جلد يكم ، ص 842 .